تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
د - ظما فادح خير من رىّ فاضح . يعنى تشنگى بىطاقت بهتر باشد از سيرابى رسوا كننده و اين مثل وقتى گويند كه كسى را بر قناعت تحريص كنند و ظمأ قامح نيز روايتست و قامح شترى را گويند كه از غايت تشنگى سست شده باشد . ه - ظئر رؤم خير من أمّ شؤم . اين مثل وقتى گويند كه كسى نزديكان بىشفقت را بگذارد و با دوران متفق دوستى گيرد . و - ظلّ سيّال ريحه حرور . سيال درختى استكه او را گلى باشد خوشبوى و حرور باد گرم است كه بشب جهد و بعضى گفته‌اند بروز و اين مثل براى آن كسى گويند كه به ظاهر خوب و به باطن زشت باشد . ز - ظريف في جيبه غدد . و اين مثل وقتى گويند كه كسى دعواى ظرافت كند و سخت خنك بود و ظرافتهاى او بىوقت و نه بموقع بود . ح - أظما من رمل . ط - أظلم من الشّيب . كسى را گويند كه سال اندك باشد و موى سفيد شود و گويند موى سفيد با او ظلم كرده و اين مثل آنجا گويند كه كسى را به ظلم نسبت كنند . ى - ألظلم مرتعه وخيم . اين مثل براى آن بايد گفت كه كسى را از ظلم بترسانند و منع كنند .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 215 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي