تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

فصل نهم [ امثالى كه با حرف دال شروع مىشود ]

در آنچه اول او دال باشد مشتمل بر ده مثل : آ - دمّث لنفسك قبل النّوم مضطجعا . تدميث تليين است يعنى پيش از نزول نايبه خود را مستعد تحمل آن سازد . ب - دونه بيض الانوق . انوق مرغيست كه بپارسى استخوان رند خوانند و آن بيضه جائى نهد كه دست هيچكس به او نرسد و اين مثل در باب چيزى گويند كه متعذر الوجود باشد . ح - أدق من خيط باطل . در خيط باطل دو قول است يكى آنكه اوهبا است يعنى آنچه از تابش آفتاب در روزنها افتد چون رشته كشيده نمايد . و دوم آنكه رشته ايست كه از دهن عنكبوت بيرون آيد و كودكان او را مخاط الشيطان خوانند و مروان حكمرا بجهة آن خيط باطل گويند كه او باريك و مضطرب القول بود و اين مثل آنجا گويند كه چيزى را به باريكى و درازى نسبت كنند . د - دمعة من عوراء غنيمة باردة « 1 » ه - دع الشّرّ يعبر . اين مثل مامون خليفه گفت در وقتى كه پيش او غيبت مردم ميكردند . و - أدع إلى طعانك من تدعو إلى جفانك . يعنى از كسى معاونت طلب كن كه بر خوان تو نشيند . ز - إدفع الشّرّ بعود أو عمود .
هامش
( 1 ) مثل اندك مال است كه از بخيل بحيلت بچنك آيد