فصل ششم [ امثالى كه با حرف جيم شروع مىشود ]
در آنچه اول او جيم است مشتمل بر ده مثل :
آ - جاوز الحزام الطّبيين .
طبيين مر اسب را همچو ثديين است مر زنرا و اين مثل را در وقتى زنند كه سختى از حد تجاوز كند چه تنك چون بموضع پستان اسب رسد سوار را نشستن صورت نبندد و عجم گويند . كارد به استخوان رسيد و منقول است كه چون عثمانرا حصار كردند و كار بر او سخت شد بامير المؤمنين عليه السّلام نوشت :
فاما بعد فان السيل قد بلغ الربى و جاوز الحزام الطبيين و تجاوز الامر بى قدره و طمع فى من لا يدفع عن نفسه و رايت القوم لا يقصرون دون دمى
فإن كنت مأكولا فكن أنت أكلي * و إلّا فأدركني و لمّا أمزّق
ب - جزاء سنماّر .
سنمار نام مرديست كه از براى نعمان بن منذر خورنق ساخت گويند كه چون تمام كرد فرمود تا او را از بالاى آنقصر به زير انداختند .
ج - جعجعة و لا أرى طحنا
يعنى آواز آسيا مىشنوم و آرد نمىبينم ، در حق كسى گويند كه وعده دهد و وفا نكند .
د - جوّع كلبك يتبعك .
در باب معاشرت با اتباع و لشگر گويند .
ه - جرى المذكيّات غلاب .
اسب يك ساله را عرب حولى گويند و دو ساله را جذع و سه ساله را ثنى و