حارث دهد چون بر خصمان ظفر يافت و غنيمت بسيار جمعكرد در انجاز وعده تقاعد مىنمود حارث گفت انجز حر ما وعد .
ج - آفة ألمرء خلف الموعود اين مثل را عامر بن قيس اسدى رده است و بعد از او بر اين منوال گفتهاند چنان كه :
آفة الملوك سوء السّيرة ، و آفة الوزراء خبث السّريرة ، و آفة الرّعيّة مفارقة الطّاعة ، و آفة الجنديّ مخالفة القادة ، و آفة الزّعماء ضعف السّياسة ، و آفة العلماء حبّ الرّياسة ، و آفة القضاة شدّة الطّمع و آفة العدول قلّة الورع ، و آفة المنعم قبح المنّ ، و آفة المذنب حسن الظّنّ .
د - إنّ الشّفيق بسوء الظّنّ مولع
و آنچه عجم گويند كه : همه آن باد كه زن انديشد * آن مبادا كه مادر انديشد ، از اين جاست زيرا كه چون مرد غايب شود زن انديشه كند كه بنزديك زن ديگر رفته و مجلس انس و راحت و لهو و عشرت ساخته و مادر از غايت شفقه پيوسته در انديشه باشد كه حال او بچه رسد كاش زحمتى به دو نرسيده باشد و آفتى به دو راه نيافته و اين مثل را در وقتى گويند كه كسى از غيبت كسى يا از كار كسى انديشهناك باشد .
ه - إنّ في المغاريض لمندوحة عن الكذب اين مثل را عمران بن الحصين زده است و از صحابه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود يعنى در سخنان سر بسته گفتن و از ظاهر قول بتعريض رفتن چاره است از دروغ صريح ، و استغنا است از باطل قبيح . اين مثل آنجا بايد گفت كه كسى كه خواهد بدروغ اقدام نمايد و پندارد كه او در آن
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص١٨٤