تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
يأتلق التّاج فوق مفرقه * على جبين كأنّه ذهب
هشتم - آنكه بر مدح آبا و اجداد اختصار نمايد . نهم - تبديل صفات چنان كه صاحب شوكتى جاهل جابر را مدح بفضل و زهد و علم و ورع و ديانت كنند و عالمى ضعيف تركيب نحيف به نيت را بقبض و بسط و نهب و سلب و صولت و شوكت و امثال آن ستايش كنند . دهم - تحسين القبيح چنان كه يكى را كه عاطل بود از محسنات همچون رشاقت قد و ملاحت خد و طراوت جسم و لطافت چشم و سواد زلف و خال و مانند آن ، او را اين معانى اثبات كنند و قسم ثانى نيز چند نوعست : اول - تنافر در حروف مثل همخع . دويم - اخلال و آن يا به نقصان لفظى بود كه معنى آن بدان تمام شود يا بزيادتى چيزى كه بدون آن تمام شود يا فاسد گردد . سيم - تثليم و آن عبارت است از نقصان كردن كلمه بواسطه وزن يا قافيه چنان كه ابوالصلت گفته
لا أرى من يعينني في حيوتي * غير نفسي إلّا بني إسرال
كه بنى اسرائيل مراد است . چهارم - تذنيب و آن عكس تثليم است چنان كه كميت گفته : لا كعبد المليك او كوليد كه مراد عبد الملك است پنجم - تغيير و آن عبارت است از آنكه كلمه را از صورت او با صورت ديگر گردانند از براى ضرورت چنان كه : من نسج داود أبي سلام كه مراد سليمانست . ششم - تفصيل و آن عبارت است از تقديم و تأخير و انفصال در جائى كه
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 181 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي