عاجلتنا فأتاك عاجل برّنا * نزرا و إن أمهلتنا لم نقلل
فخذ القليل و كن كأنّك لم تنل * شيئا و نحسب أنّنا لم نفعل
و نقلست كه شعراى بسيار بر معن زايده كه از اسخياء عرب بود جمعشدند و مدتى بر در او تردد نمودند تا روزى بار يافتند و هر يكى بتربيت و وسيله يكى از ندما و حجاب او بموهبت و كرامت مخصوص گشتند يكى از ايشان كه هيچكس را نمىشناخت و كسى تربيت او نكرد اين بيت را بر كاغذ پاره نوشت :
أيا جود معن ناج معنا بحاجتي * فليس إلى معن سواك شفيع
و بدست معن داد و چون بطريق پسنديده حاجت خود را عرض كرده بود معن را از آن معنى بغايت خوش آمده پنجاه هزار درم عطا داد و همچنين نقلست كه روزى يكى از مستحقان به خدمت امير المؤمنين على عليه السّلام رفت و ازو چيزى درخواست كرد و چون چيزى مناسب نداشت او را وعده داد و عذر خواست آن مرد اين بيت را بر رقعه نوشت :
ليس من بخلك أنّي لم أجد عندك رزقا * إنّما ذاك لبختي حيث ما أذهب أشقى
و بدست آنحضرت داد چون حرمان خود بوجهى پسنديده ادا كرده بود على عليه السّلام بفرمود تا هزار دينار قرض كرده به دو دادند و گفت :
من توسّل بنا لا يشقى في الدّارين
و گويند يكى از سلاطين ماضى از شخصى از امراء نواحى بغايت رنجيده بود چنان كه بحواشى و خدام او نوشته بود كه بايد سر او را بدرگاه فرستند آن امير اين بيت بر رقعه نوشت بفرستاد :
سر خواستهء بدست كس نتوان داد * ميآيم و بر گردن خود مىآرم