تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
بدانچه دلالت كند بر غرض و مراد او چنان كه فردوسى در اول قصه رستم و سهراب و كشته شدن او گفته است :
اگر تند بادى بر آيد ز كنج * به خاك افكند نا رسيده ترنج
نه چنان كه در قصيده ذوالرمه افتاده است چه آن قصيده با آنكه غرا و نادر بود چون گفت :
ما بال عينك منها الماء ينسكب .
ممدوح از او اعراض كرد و گفت : اعمى الله عينك و بفرمود تا او را از مجلس بيرون انداختند و همچنين نيز بايد كه در حسن تخلص نيز بكوشد چنان كه اين ضعيف گفته است :
گر نيارد سر بوصلم عرضه دارم شرح خويش * بر همايون درگه صاحب قران روزگار
و اگر التماس كند در آن كوشد كه بنكوترين وجهى ادا كند چنان كه متنبى گويد در اين بيت كه :
و في النّفس حاجات و فيك فطانة * سكوتي بيان عندها و خطاب
و چنان كه فلكى شيروانى كرده است در اين بيت كه :
خسروا با زمانه مىجنگم * كه بغم مىگدازدم هموار
چه بود گر كف تو بردارد * از ميان من و زمانه غبار
و چنان كه بحترى بعبد اللّه بن طاهر نوشته است :
ما ذا أقول إذا انصرفت و قيل لي * ما ذا أصبت من الجواد المفضل
إن قلت أعطاني كذبت و إن أقل * بخل الكريم بماله لم يجمل
فاختر لنفسك ما تشاء فإنّني * لا بدّ أن أخبر إن لم أسئل
گويند او چون بر اين ابيات واقفشد هزار دينار عطا فرموده و اين دو بيت در جواب او نوشت :