تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
ز فروغ تاب رويش دل و جان شود منور * ز نسيم تار مويش دو جهان معطر آيد
و مسدس نيز دو نوع است سالم و مخبون . سالم را دو عروضست اول مقصور و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
اى ز حالت حال من يكسر تباه * وى ز زلفت همچو شب روزم سياه
دوم محذوف و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
اى نواى نام تو در هر دهن * وى اسير عشق تو هر مرد و زن
و مخبونرا نيز دو عروض است اول مخبون معرا و ضربش مانند او چنان كه :
طرب‌انگيز مىآور بصبوحى * كه حريف است و بهار است و جوانى
دوم مخبون مقصور و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
دلم از عشق تو شد خسته و ريش * تو مكن جور بر اين عاشق خويش
و مربع او هم دو نوع است سالم و مخبون . سالمرا يك عروض است صحيح و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
دلبرا حالم چه دانى * از چه با من سر گرانى
و مخبون را يكعروض است مخبون معرا و ضربش مخبون مسبغ بر وزن فعلاتان چنان كه ( ع ) :
سخن من كه رساند * بر آنماه دلارام
و سريع در اصل مستفعلن متسفعلن مفعولات است دو بار و جميع اركان او را مطوى استعمال كنند و او را دو عروض است اول مطوى موقوف بر وزن فاعلان و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
تا شده‌ام دور ز ديدار يار * روز و شبم از غم او بىقرار
دوم مطوى مكسوف بر وزن فاعلن و او را دو ضرب است اول مطوى و موقوف چنان كه :
چون نزنم دست بفتراك تو * چون دگرى نيست مرا دستگير
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 149 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي