مربعرا يكعروض است مطوى و ضربش مطوى و موقوف بر وزن فاعلان چنان كه :
چون ز تو رنجم فزود * صابرى از من مخواه
خفيف - در اصل فاعلاتن مستفعلن است چهار بار و مثمن و مسدس و مربع آيد و مثمن بر يك نوع بيش نيايد و تمامت اجزاء مخبون بود چنان كه :
منم آنكس كه تا بفرق همى سوزم از قدم * ز غم عشق آنصنم كه نبينى چنو دگر
و مسدس را سه عروض است اول مخبون و ضربش مانند او چنان كه :
تن تو دردمند بود و دل من * صنما رنج بر كه بيشتر آيد
دوم - مخبون و مقصور بر وزن فعلان و ضربش مانند او چنان كه اين ضعيف گويد :
دل من در فراق يار بسوخت * تن من ز اشتياق دوست گداخت
سيم - مشعث بر وزن مفعول و ضربش مخبون و مقصور چنان كه :
چه كنم چون مرا نخواهد يار * بكه نالم از اين حكايت و حال
و مربع - را يكعروض است و يكضرب هر دو مخبون چنان كه :
چه كنى با كسى جفا * كه بود از تو مبتلا
مضارع - در اصل مفاعيلن فاع لاتن است چهار بار و مسدس و مثمن و مربع استعمال كنند و مثمن او بر دو نوع است اول مكفوف بر وزن مفاعيل فاعلات و او را يك عروض است مقصور يا محذوف و ضربش مقصور چنان كه :
نگار آفتاب روى شراب آفتاب رنگ * دلت مگسل از نگار و دهان مگسل از شراب
دوم - اخرب بر وزن مفعولن و آن در صدر و ابتدا افتد و او را دو عروض است اول سالم مانند او چنان كه :
فرياد من ز عشق پريچهر سيمبر * كز عشوه دل ببرد و نيامد شبى ببر
دويم - مقصور يا محذوف و ضربش مقصور چنان كه :