تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
و مسدس مخبون نيامده است اما مطوى آمده و تمامت اجزاى مطوى بود چنان كه :
ايصنم از عشق تو بيمار شدم * تو نكنى هيچ بحالم نظرى
و متأخران مخبون و مطوى را با هم تأليف كنند و مفاعلن مفتعلن چهار بار يا بر عكس به كار دارند مثال اول :
ز نيكوان لطف و كرم سزاتر از جور و ستم * مدار ازين بيش بغم دل مرا ماه رخا
مثال دوم :
كيسه هنوز فربه است با تو از آن قوى دلم * چاره چه خاقانى اگر كيسه كشد بلاغرى
و شعرا گاه باشد كه مفتعلن يا مفاعلن دو بار مكرر كنند اما هم در آن قصيده عذر بخواهند چنان كه خاقانى خواسته است
( گرچه بموضع لقب مفتعلن دو بار شد * بحر ز قاعده نشد تا تو بهانه ناورى )
و مربع او جز سالم نيامده است چنان كه :
اى دلبر پاكيزه روى * تا كى عتاب و جنگ تو
و رمل در اصل فاعلاتن است هشت بار و مثمن و مسدس و مربع آيد و مثمن بر دو نوع آمده است سالم و مخبون سالم را سه عروض است اول سالم و او را يك ضربست مانند او چنان كه :
چند گريم چند نالم چند باشم جفت انده * نيست گوئى ماهرويا مرمر از اين غم رهائى
عروض دوم - مقصور و ضرب همچنان ، اين ضعيف گويد :
روزگارى داشتم با روى او چون نوبهار * نوبهارم شد خزان و روزگار از دست رفت
عروض سيم - محذوف و او را يك ضرب است مانند او چنان كه اينضعيف گويد
ايظهور نور پاكت آفرينش را سبب * وى طفيلى وجودت از ثريا تا ثرى