تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و بر اين گونه مسمط چهار خانه بسيار گويند چنان كه :
گفتى بكشم يارى آن يار منم آرى * ور كشته شوم بارى در پاى تو اولى تر
دوم آنكه جزو اول در هر مصراع مفعول باشد و دويم و سيم مفاعيل و چهارم مفاعيلن و مثالش همان بيت اول است كه گفته‌ام الا بر اينوجه بايد خواند :
اى طره هندوى تو سرمايه هر سودا * وى غمزه جادوى تو سر فتنه هر غوغا
دوم عروض و ضرب هر دو مقصور چنان كه اينضعيف گويد :
در عمر دمى با تو نشستن هوسم بود * افسوس كه شد عمر در ايندرد بپايان
يا عروض محذوف و ضرب مقصور چنان كه .
صد سال باميد سلامى و پيامى * چون معتكفان بر در و بام تو توان بود
و چون در پارسى دو ساكن بجاى يكى باشد شايد كه عروض مقصور با محذوف جمعشود . سيم - وزن دو بيتى است و اينوزن را دو عروضست عروض اول ازل يعنى محذوف مقصور بر وزن فعول و او را دو ضربست اول مانند عروض چنان كه
ديدم بهزار حيله يك بار ز دور * آن روى كه كس نديد بر روى زمين
در اينجا در دو جزو قبض واقع است « 1 » دويم مخبون يعنى محذوف مرتين بر وزن فعل چنان كه اينضعيف گويد :
از آتش سوداى تو گر خاك شويم * آبى ندهى و ليك بر باد دهى « 2 »
عروض دويم مخنق ازل و تخنيق آنست كه متحرك اول را چون در صدر يا ابتدا نباشد اسقاط كنند پس جزو فاع شود و او را دو ضربست اول مانند عروض چنان كه :
يك بار دگر ماه رخا دستم گير * تا از لب نوشين تو بستانم داد
دويم مخنق مخبون بر وزن فل چنان كه :
هامش
( 1 ) وزن آن مفعول مقاعلن مفاعيل فعول و دهى كه ضرب است بر وزن فعل . ( 2 ) شويم كه عروض است بر وزن فعول است