تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مقلوب عنه را حذف كنند و بقيه را قلب چنان كه سنائى گفت در مدح على عليه السلام
حسن او چون عظيم بود و خطير * گشت مقلوب او سحاب مطير
و اين پسنديده نيست . هفتم - رد العجز على الصدر واو را مطابق و مصدر نيز خوانند و آن پانزده نوع مىباشد : اول - آنكه لفظ صدر و عجز به صورت و معنى متفق باشند چنان كه :
سكران سكر هوى و سكر مدامة * انى يفيق فتى به سكران
و از پارسى اين ضعيف گويد :
شمار جفاهاى آن بىوفا * چو دانم كه هست آن فزون از شمار
دوم آنكه در لفظ متفق باشند نه در معنى و اين قسم بهتر از اول باشد چنان كه
ذوائب سود كالعناقيد ارسلت * فمن اجلها منّا النّقوس ذوائب
و از پارسى :
هواى ترا ز آن گزيدم به عالم * كه پاكيزه‌تر از سرشك هوائى
گر آئى و اينحال چاكر ببينى * كنى رحم و در وقت زى من گرائى
سيم - آنكه در معنى ملاقى باشند نه در لفظ چنان كه اين ضعيف گويد .
تعانقته يوم الفراق و قلته * لئن ساعد الايام متّ معانقا
و از پارسى هم گويد :
مراد من اندر جهان بيش از اين نيست * كه با دوست يكدم نشينم بكام
و ديگرى گويد :
بيمين تو ملك داده يسار * بيسار تو عدل خورده يمين
چهارم - آنكه در اشتقاق ملاقى يكديگر شوند و در صورت مختلف چنان كه
ضرائب ابدعتها فى السّماح * فلسنا نرى لك فيها ضريبا
پنجم - آن كه در اشتقاق ملاقى باشد و در صورت متفق چنان كه حريرى گفت :