تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
و لا يلحى على جرى العنان الى * ملهى فسحقا له من لايح لاح
و اين قسم از قبيل قسم اول نيست جهت اختلاف لاح بالاحى در حركت و حرف . ششم - آنكه احد اللفظين در حشو مصراع اول واقع شود و ديگرى در آخر و هر دو متفق باشند در لفظ و معنى چنان كه اين ضعيف گويد .
يجرّ باذيال المكارم و العلى * على هام ارباب العلى و المكارم
و از پارسى چنان كه ديگرى گويد :
اگر بتگر چنان پيكر نگارد * مريزاد آن خجسته دست بتگر
و گر آزر چو تو دانست كردن * درود از جان ما بر جان آزر
هفتم - آنكه همچنان واقع شود اما در لفظ متفق باشند نه در معنى چنان كه
و اذا لبلابل افصحت بلغاتها * فانف البلابل باحتساء بلابل « 1 »
و از پارسى چنان كه :
كريما بده داد من از فلك * چو ايزد تو را هرچه بايست داد
هشتم - آن كه همچنين واقع شود اما در معنى ملاقى باشند و در صورت مختلف چنان كه :
اذ المرء لم يخزن عليه لسانه * فليس على شىء سواه بخزّان
نهم - آنكه همچنين واقع شود اما در صورت و معنى مختلف باشند چنان كه :
منحناها الحرائب غير انّا * اذا جائت منعناها الحرابا
دهم آنكه آخر مصراع اول موافق عجز باشد در صورت و معنى چنان كه :
و من كان با لبيض الكواعب مغرما * فما زلت بالبيض القواضب مغرما
هامش
( 1 ) بلابل اول جمع بلبل مرغ خوش الحان است و بلابل دويم و ساوس و غمها است و بلابل سيم آوند مى
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 122 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي