يازدهم - آنكه همچنين واقع شود الا موافقت در صورت باشد نه در معنى چنان كه :
فمشعوف بآيات المثانى * و مفتون بربّات المثانى
دوازدهم - آنكه همچنين واقع شود اما موافقت در معنى باشد .
ففعلك ان سئلت لنا مطيع * و قولك ان سالت لنا مطاع
سيزدهم - آنكه در اشتقاق مشابهت داشته باشد اما از آنجا نبود چنان كه :
و مضطلع بتلخيص المعانى * و مطّلع الى تخليص عانى
چهاردهم - آنكه اول مصراع دوم موافق عجز باشد در صورت و معنى چنان كه :
و ان لم يكن الا معرج ساعة * قليلا فانّى نافع لى قليلها
پانزدهم - آنكه همچنين واقع شود و در صورت مختلف باشد چنان كه ابو تمام گويد :
ثوى فى الثرى من كان يحى به الورى * و يغمر صرف الدّهر نائله الغمر
و صاحب كتاب بدايع چند قسم ذكر كرده است كه اين جا موضع ذكر آن نيست .
هشتم اعتاب و او را لزوم ما لا يلزم نيز خوانند و آن عبارتست از آنكه از بهر آرايش سخن چيزى را تكلف كنند كه لازم نباشد و سخن بىآن درست و تمام بود چنان كه در آخر اسجاع و ابيات پيش از حرف روى يا رديف حرفيرا التزام كنند كه اگر نكنند هيچ زيان ندارد چون تاء كتاب و عتاب و قاف رقم و بقم نظيرش در قرآن ماما اليتيم فلا تقهر اما السائل تنهر و از نظم عربى :
يقولون فى البستان للعين لذّة * و فى الخمر و الماء الّذى غير آسن
اذا شئت ان تلقى المحاسن كلّها * ففى وجه من تهوى جميع المحاسن