تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مغناك للراجى حمى * و ذراك للاجى حرم
و از پارسى :
اى منور ز تو نجوم جلال * وى مقرّر به تو رسوم كمال
چهارم - ترصيع با بجنيس چنان كه :
الكووس فى الراحات * و النفوس فى الراحات
و چنان كه :
بيمارم و كار زار و تو درمانى * بيم آرم و كارزار و تو درمانى
پنجم - تسجيع و آن بسه قسمست سجع متوازى و آن عبارتست از آنكه در دو قرينه يا بيشتر يا در آخر دو مصرع وزن را رعايت كنند با اختلاف حرف اخير چنان كه و نمارق مصفوفه و زرابى مبثوثة و چنان كه گوى باخته و اسب تاخته و از نظم چنان كه :
در سجودت نوان شوند به پيش * بر وجودت روان كنند نثار
و سجع مطرف و آن چنان باشد كه در آخر دو قرينه يا بيشتر كلماتى بيارند كه در آخر حرف متفق باشند و عدد حروف مختلف بود چنان كه : ما لكم لا ترجون لله وقارا و قد خلقكم اطوارا و جنابه محط الرجال و مخيم الامال و فلان را كرم بسيار است و چيز بىشمار و چنان كه
آردت فتح در مكان امكان * دهدت كوه بر وقار اقرار
و سجع متوازن و آنچنان باشد كه از اول دو قرينه تا آخر يا از اول دو مصراع تا آخر ، كلماتى بيارند كه هر يك نظير خويش را به وزن موافق باشد ليكن به حرف روى مختلف چنان كه حقتعالى فرمود و اتيناهما الكتاب المستبين و هدينا هما الصراط المستقيم كه در برابر اتيناهما هديناهما گفت و در برابر كتاب صراط در برابر مستبين مستقيم و از نظم تازى :
و ما ذقت الا ماء جفنى مشربا * و ما نلت الّا لحم كفىّ مطعما