تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
نوشت غرّك عزّك فصار قصار ذلك ذلّك فاخش فاحش فعلك فعلّك تهدى بهذى و مشهور آنست كه اينكلمات عبد اللّه طاهر گفته است و از نظم عربى
به عاد اعلام العلوم عواليا * و اصبح اثمان الثّناء غواليا
و از پارسى اينضعيف گويد :
از خال تو بس حال پريشان دارم * و ز غم تو غمهاى فراوان دارم
تجنيس متشابه چنان كه اذا ملك لم يكن ذاهبة فدعه فدولته ذاهبة فرق ميان اين تجنيس و تجنيس تام آنست كه در تجنيس تام نشايد كه احد اللفظين مركب باشد . هشتم - تجنيس مفروق چنان كه :
كلّكم قد اخذ الجام و لا جام لنا * مالّذى ضرّ مدير الكاس لو جاملنا
و از پارسى :
خواهم كه دمى سينه بر آن سينه نهم * بر لعل لبت بوسه كم از سى ننهم
و فرق ميان مفروق و متشابه آنست كه لفظ اول در مفروق مخالف لفظ دوم است در كتابت و بعضى اين هر دو را تجنيس مركب خوانند . نهم - تجنيس اشارت و آن چنان باشد كه لفظ را اظهار نكند چنان كه
حلقت لحية موسى باسمه * و بهرون اذا ما قلبا
و چنان كه اذا عنيت الكرامات فمثله النّوم فات چه اين اشارت بدانست كه الكرى مات « 1 » . دهم - تجنيس مشوش و آن هر تجنيسى را گويند كه در او دو نوع از صفت باشد كه اطلاق احدى برو اولى از ديگرى نباشد چنان كه فلان مليح البلاغه
هامش
( 1 ) كرى خواب است و مات مرد يعنى چون خواهى ببزرگى رسى ترك خواب بايد كرد .