سيم - تجنيس زايد كه آن را تذييل خوانند چنان كه مالى كمالى « 1 » و از نظم
فديناه من خلّ مواف موافق * و من صاحب صاف مصاف مصافق
و از پارسى :
در حسرت رخسار تو اى زيبا روى * از ناله چو نال گشتم از مويه چو موى
چهارم - تجنيس مردد كه او را مزدوج و مكرر نيز خوانند چنان كه :
الخمر بلا نغم غمّ و به غير دسم سمّ و چنان كه من قرع بابا و لجّ و لج و از نظم عربى :
يا خلّى البال قد اترحت بالبلبال بال * بالنّوى زلزلتنى و العقل فى الزّلزال زال
و از پارسى :
افتاد مرا با دل مكار تو كار * و افكند مرا بدل دو گلنار تو نار
پنجم - تجنيس مضارع و آن جمع كردنست ميان دو كلمه كه تفاوت نباشد ميان ايشان الا بيك حرف سواء كان اولا او اخرا او وسطا اذا كان من الحروف المتقار به بعضى آن را كه در آخر افتد تجنيس مطرف خوانند چنان كه در خبر آمده است كه الخير معقود بنواصى الخيل و از نظم و يطفى حرّ بلبالى بسربال و سروال .
ششم - تجنيس لاحق كه آن را تجنيس مصحف و خط نيز خوانند چنان كه حقتعالى فرمود و هم يحسبون انهم يحسنون صنعار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود عليكم بالابكار فانهن اشد حياء و اقل حباء و گويند امير المؤمنين ( ع ) بمعاويه عليه اللعنه
هامش
( 1 ) مال من كمال من است