هشتم - تشبيه عكس و آن چنان كه شاعر دو چيز را بگيرد و هر يكى را به ديگرى مانند كند چنان كه :
الرّاح مثل الماء فى كاساتها * و الماء مثل الرّاح فى الغدران
و از پارسى چنان كه :
ز سم ستوران و گرد سپاه * زمين ماه روى و زمين روى ماه
سى و پنجم - تعجيب و آن عبارتست از آنكه در بيت از آن شگفتى نمايد چنان كه
ايا شمعا يضىء بلا انطفاء * و يا بدرا يلوح بلا محاق
فانت البدر ما معنى انتقاصى * و انت الشّمع ما سبب احتراقى
و از فصاحت معنوى بهمينقدر اكتفا كرديم تا بتطويل نينجامد .
فصل دوم در فصاحت لفظى و ازين بيست و پنج نوع ياد كرده شود اول تجنيس و آن عبارتست از آنكه كلماتى كه از جنس يكديگر باشند بقول يا به كتابت در نظم يا نثر بيارند و تجنيس بده قسمست .
اول - تام واو را مستوفى و صحيح نيز خوانند چنان كه رحبة رحبة « 1 » و چنان كه آن خور كه ترازى آن دارد و آن مخور كه ترا زيان دارد و از نظم عربى .
سما و حمى بنى سام و حام * فليس كمثله سام و حام
و از پارسى :
مست عشق تو شدم ايشه خوبان خطا * شرط آنست كه بر مست نگيرند خطا
دوم - تجنيس ناقص و او را تجنيس مختلف نيز خوانند چنان كه :
پياده شود دشمن از اسب دولت * چو باشى بر اسب سعادت سوار
بر اسب سعادت سوارى و دارى * بدست اندرون از سعادت سوار
هامش
( 1 ) يعنى ميدان وسيع