تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
بيست و سوم - حسن البيان كه آن عبارتست از كشف المعنى و رسانيدن آن به آسانى چنان كه يازده را احد عشر چه اگر خمس و ست گويند آن را بيان متوسط خوانند و بيان قبيح چنان كه از باقل منقولست كه آهوى مى فروخت از وى پرسيدند كه بهاى آن چند است خواست بگويد يازده در مانده ده انگشت بر داشت و زبان بيرون كرد « 1 » بيست و چهارم - ارسال مثل و آن دو قسم است يكى آنكه در يك بيت يك مثل بيارد چنان كه ،
وحيد من الخلّان فى كلّ بلدة * اذا عظم المطلوب قل المساعد
و از پارسى چنان كه .
ناديده روزگارم از آن كاردان نيم * آرى بروزگار شود مرد كاردان
و دوم آنكه در يك بيت دو مثل بياورند چنان كه
الا كلّ شىء ما خلا الله باطل * و كلّ نعيم لا محالة زايل
و متنبى گويد :
و كلّ امرىء يأتى الجميل محبّب * و كلّ مكان ينبت العزّ طيّب
و از پارسى :
نه هر كه تيغى دارد بحرب بايد رفت * نه هر كه پازهر دارد زهر بايد خورد
بيست و پنجم - سؤال و جواب چنان كه
قد قلت هجرتنى فما ذا لعلّه * صدّت و تمايلت و قالت قلّه
و از پارسى
گفتم مرا سه بوسه ده اى ماه دلستان * گفتا كه ماه بوسه كرا داد در جهان
بيست و ششم - استدراك و آن عبارتست از آنكه شاعر بيت را آغاز كند
هامش
( 1 ) و آهو بگريخت و باقل مردى بود بعدم فصاحت معروف .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 111 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي