تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
يا قدرت مراد باشد چه صدور نعمت و وصول به مقصود از نعمت در اغلب بدست باشد و همچنين افاعيل قوّت و قدرت كه آن بطش و ضرب و قطع و اخذ و دفع و وضع و رفعست از دست ظاهر شود و چنان كه گويند رعينا الغيث و مراد نبت باشد بنا بر آنكه غيث سبب نبت است پس اطلاق اسم سبب باشد بر مسبّب يا گويند مطرت السّماء نباتا و مراد غيث باشد و اطلاق اسم مسبّب بود بر سبب يا گويند أصابتنا السماء و مراد غيث باشد بنا بر آنكه غيث از جانب آسمان آيد و آنچه حقتعالى فرمود :
فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ
ازين قبيل است چه قرئت بجاى أردت استعمال كنند اطلاقا لاسم المسبّب على السبب . و اما قسم سوم كه آن استعارتست و استعارت آنست كه ذكر يكى از دو طرف تشبيه كنند و مراد طرفى ديگر باشد بنا بر دعوى آنكه مشبّه در جنس مشبّه به داخلست و هر چه مخصوص است بمشبه به ، مشبه را ثابت ، چنان كه گويند فى الحمام اسد و مراد باسد رجل شجاع باشد و مشبه به را اگر مذكور باشد و اگر نه مستعار منه خوانند و مشبه را مستعار له و خلاف كرده‌اند در آنكه استعاره از قبيل مجاز لغويست يا عقلى چه نظر باستعمال اسد مثلا في غير ما وضع له بالتحقيق همچو مجاز لغويست و نظر با دعوى آنكه رجل در اسد داخلست و فرديست از افراد حقيقت اسد همچو مجاز عقلى است ، و امام عبد القاهر ( ره ) گاه از قبيل لغوى شمرده و گاه از قبيل عقلى . و طرف تشبيه كه مذكور شود در استعارت اگر مشبه به باشد آن را استعارت بتصريح خوانند و اگر مشبه باشد استعارت بكنايت ، و اول منقسم شود به دو قسم تحقيقى و تخييلى چه مشبه متروك اگر امرى حسى يا عقلى باشد آن را تحقيقى خوانند و اگر وهمى باشد تخييلى ، و هر يكى ازيندو قسم منقسم شود با قطعى و احتمالى زيرا كه اگر مشبه متروك متعيّن الحمل باشد بر چيزى كه او را تحقيقى باشد در حس يا عقل يا بر چيزى كه او را تحقيقى نباشد الّا در وهم آن را قطعى خوانند و اگر احتمال آن داشته باشد كه گاه بر آنچه او را تحقيقى باشد حمل كنند و گاه بر آنچه تحقيقى نباشد حمل كنند احتمالى خوانند پس اقسام استعارات چهار شود . اول استعارات بتصريح تحقيقى با قطع