تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
الامور كرقمى على الماء ، يا غرض از آن اظهار تزيين يا تقبيح يا استطراف او بود مثال اول چنان كه تشبيه روى سياه كنند بمقله آهو ، و مثال دوم تشبيه روى مجدور كنند بعذرة خشك كه خروس در آنجا منقار زده باشد . و مثال سيم چنان كه تشبيه كنند فحمى را كه آتش در او گرفته باشد به بحرى از مشك كه موج او زر باشد . و اگر غرض از تشبيه عايد بود با مشبه به بايد كه مرجع آن يا قصد ابهام بود بدانكه او در وجه تشبيه اتم است از مشبه به چنان كه
و بد الصبّاح كان غرّته * وجه الخليفه حين يمتدح
و آنچه حقتعالى بر سبيل حكايت از مستحلان ربا فرمود انما البيع مثل الربوا هم از اين قبيل است چه زعم ايشان آن بود كه ربوا در حل قوىتر است از از بيع . و گاه بود كه غرض بيان اهميت مشبه به باشد عند المشبه چنان كه يكى تشبيه روى خوب كند در اشراق و استدارت بگردهء نان و يكى بقالب پنير و ديگرى به برد « 1 » و اين معنى را اظهار مطلوب خوانند . و وجه تشبيه چون صفتى باشد غير حقيقى كه متنزع بود از امور متعدده آن را تمثيل خوانند چنان كه .
اصبر على مضض الحسود فانّ صبرك قاتله * فالنّار تاكل نفسها ان لم تجد ما تاكله
چه تشبيه حسوديكه با او سخن نگويند بآتشى كه او را بهيزم مدد نكنند تا تا به خود فرو برود تشبيه در امر متوهم كه منتزع است زيرا كه توهم مىكند كه چون با او سخن نگويد بافشاء نفثه المصدور خود راه نيابد پس همچنان باشد كه از از او منع چيزى كه مدد حيات او باشد كرده . فصل چهارم - در بيان احوال تشبيه و آن به چهار قسمست : قريب و بعيد و مقبول و مردود اما قريب التشبيه آنست كه وجه تشبيه امر واحد باشد همچو سواد يا بياض
هامش
( 1 ) اشارت به آنكه گرسنه يا برهنه‌ام .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 95 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي