تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
اخو العلم حىّ خالد بعد موته * و اوصاله تحت التراب رميم
و ذو الجهل ميت و هو ماش على الثّرى * يظنّ من الاحياء و هو عديم
يا مشبه محسوس باشد و مشبه به معقول همچو عطر چون تشبيه آن بخلق كريم كنند يا مشبه معقول باشد و مشبه به محسوس همچو عدل چون تشبيه آن بترازو كنند و تشبيهات خيالى همچو شقايق نعمان چون تشبيه آن بعلمهاء ياقوتى كنند كه بر سر نيزها ، زبرجد نشر كرده باشند « 1 » بتشبيهات حسى ملحق است ، چه حس و خيال هر دو مشتركند اندر ان كه مدرك هر دو صورتست نه معانى و تشبيهات و همى همچو صورت و همى كه بامنيه تقدير كنند و بعد از آن تشبيه آنصورت كنند بچنگال و گويند افترست المنية فلانا بشىء هو لها شبيه بالمخلب و تشبيهات وجدانى همچو لذت و الم و شبع و جوع بتشبيهات عقلى ملحقند . چه عقل و وهم و ساير قوتهاء باطن غير حس و خيال مشتركند در آنكه مدرك ايشان معانيست نه صور . فصل دوم - در بيان وجه تشبيه بدانكه وجه تشبيه يا امرى واحد باشد يا زياده از آن و قسم ثانى يا در حكم واحد بود باعتبار هيئتى كه از آنمجموع حاصل شود يا نه پس سه قسم شود : قسم اول - آنكه وجه تشبيه امر واحد باشد و آن يا حسى بود همچو خد چون در حمرت به گل تشبيه كنند و آواز ضعيف چون در خفا تشبيه كنند باواز قدم كه بغايت آهسته باشد و همچو نكهت چون بخوشى بوى تشبيه كنند بعنبر و على هذا ، يا عقلى همچو علم چون تشبيه كنند بنور در هدايت يا مرديكه تشبيه كنند بشير در جرات . قسم دوم - انكه وجه تشبيه زياده از امر واحد باشد ليكن در حكم واحد بود و آن يا مستند بحس بود همچو ثريا چون تشبيه كنند بخوشه انگور در
هامش
( 1 )و كان محمر الشقيق اذا تصوب او تصعد * اعلام ياقوت نشرن على رماح من زبرجد
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 93 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي