اقول له ارحل لا تقيمنّ عندنا * و الا فكن فى السرّ و الجهر مسلما .
و حالتى كه اقتضاء ايضاح و تبيين كند وقتى باشد كه در كلام سابق نوعى از خفا بود و مقام ازاله آن بود .
و حالتى كه اقتضاء تأكيد و تقرير كند وقتى بود كه كلام سابق احتمال تجوز يا نسيان يا سبق لسان داشته باشد و خواهند كه ازالهء آن كنند .
و حالتى كه اقتضاء توسط كند ميان كمال اتصال و كمال انقطاع وقتى بود كه يكى از آن دو جمله خبرى باشد و دوم طلبى ، و مقام مشتمل بر چيزى كه ازالهء اختلاف كند چنان كه حقتعالى فرموده
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً
چه ظاهر است كه در لا تعبدون ، لا تعبدوا مضمر است
و كمال اتصال وقتى بود كه اصول ثلثه ممهد باشد و مانع منتفى . از محسنات وصل آنست كه هر دو جمله موافق يك ديگر باشند يعنى هر دو اسمى باشند يا هر دو فعلى و هر چه در اولى رعايت كرده باشند در دوم رعايت كنند مگر وقتى كه بيكى تجدد خواهند و به ديگرى ثبوت چنان كه قام زيد و عمرو قاعد چنان كه حق تعالى فرمود
أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِينَ
و كمال انقطاع وقتى بود كه اصول ثلثه ممهد نباشد يا جمل مختلفه باشند و تضمين مذكور صورت نبندد .
فصل پنجم در طلب و آن دو نوعست : يكى آنكه مطلوب در او مستدعى امكان حصول نباشد و آن را تمنى خوانند چنان كه ليت الشباب لنا يعود چه طلب عود شباب مىكند با جزم به امتناع عود او ، و كلمه موضوعه از براى تمنى ليت است و لو و هل و هلا و الا و لو لا و لو ما نيز به التزام دلالت كنند بر تمنى .