هرگز دور نميشود يا تقديم او منبىء بود از تعظيم و مقام اقتضاء تعظيم او كند يا در تقديم زيادتى تخصيص بود چنان كه
متى تهزز بنى قطن تجدهم * سيوفا فى عواتقهم سيوف
جلوس فى مجالسهم رزان * و ان ضيف الم فّهم خفوف
و حالتى كه اقتضاء تأخير او كند وقتى بود كه مراد تخصيص مسند باشد بمسند اليه يا مسند متضمن همزه استفهام باشد همچو اين زيد و متى القتال يا دل سامع بذكر مسند معقود بود ، يا مسند صلاحيت تفال داشته باشد يا ذكر مسند اهم بود يا در تقديم مسند بر او تشويق سامع بود ، يا مراد بجمله افادت تجدد باشد نه ثبوت و حينئذ فعل را كه مسند باشد مقدم بايد داشت چنان كه قام زيد .
و حالتى كه اقتضاء اطلاق مسند اليه يا تخصيص او كند از آنچه ياد كرده شد معلوم شود .
و حالتى كه اقتضاء قصر مسند اليه كند بر مسند وقتى بود كه پيش سامع حكمى باشد مشوب بصواب و خطا و غرض متكلم تقرير صواب بود و نفى خطا چنان كه زيد متمول لا جواد ، يا چنان كه ما زيد الا متمول و انما زيد متمول و انما متمول زيد .
فصل سيم در اعتبارات راجعه با مسند اما حالتى كه اقتضاء ترك مسند كند وقتى بود كه ذكر مسند اليه بوجهى كرده باشد كه از آنجا مسند معلوم مىشود و معذلك در ترك او غرضى ديگر باشد و آن غرض يا اتباع استعمال بود چنان كه اخطب ما يكون الامير قائما يا قصد اختصار و احتراز از عبث چنان كه خرجت فاذا زيد يا ضيق مقام بود يا قصد اختصار .
و حالتى كه اقتضاء ذكر او كند وقتى بود كه ذكر مسند اليه بر وجهى باشد