تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
فرمود در قصه رسل عيسى كه با اهل انطاكيه فرستاد اذ ارسلنا اليهم اثنين فكذبوهما فعززنا بثالث فقالوا انا اليكم لمرسلون مؤكد به انّ جهت آنكه ايشان را متردد و متحير پنداشتند و چون آن قوم ايشان را انكار كردند و گفتند : ما انزل الرحمن من شيىء ان انتم الا تكذبون ايشان گفتند ربنا يعلم انا اليكم لمرسلون مؤكد بمشابه قسم و إن و لام ، و گويند ابو اسحق الكندى با مبرد گفت در كلمات عرب زيادهء بلا فايده بسيار است چه ايشان گويند زيد قائم و ان زيدا قايم و ان زيد القائم و معنى همه اخبار است از قيام زيد ، مبرد منع او كرد از آن و گفت معنى هر يك مخالف آن ديگر است چه معنى تركيب اول اخبار است از قيام زيد و معنى دوم جواب است از سؤال سايل و معنى سيم جوابست از انكار منكر . فصل دوم - در اعتبارات راجعه با مسند اليه . اما حالتى كه اقتضا ترك مسند اليه كند وقتى بود كه سامع مستحضر او باشد و داند كه متكلم باخبار قصد آن مسند اليه دارد ، و ترك راجح باشد بواسطه ضيق مقام ، يا احتراز از عبث ، يا اعتماد بر آنكه شهادت عقل قوىتر است ، يا بنابر آنكه در ترك آن تطهير لسان خود كند از ذكر آن ، يا تطهير او كند از لسان خود ، يا قصد او عدم تصريح باشد بذكر آن تا اگر محتاج شود بانكار تواند گفتن كه مراد من آن نبود ، يا خود خبر بحقيقت صلاحيت نداشته باشد الا او را چنان كه خالق لما يشا و فاعل لما يريد و غير آن ، و حالتى كه اقتضاء اثبات مسند اليه كند وقتى بود كه نسبت خبر با عموم اشخاص يكسان بود و مراد متكلم تخصيص باشد همچو زيد جاء و چنان كه ( النفس راغبة اذا رغبتها و اذا ترد الى قليل تقنع ) يا بنا بر احتياط و عدم اعتماد بقراين خواهد بود ، يا بنا بر آنكه اصل در مسند اليه آنست كه مذكور بود ، يا مراد زيادتى ايضاح و تقرير بود يا در ذكر تعظيم او باشد چنان كه الامير جاء ، يا اهانت او بود چنان كه اللص ذهب يا در ذكر آن تبرك و تيمن يا استلذاذ او بود ، چنان كه مومن گويد اللّه خالق كل شى و رازق كل حى يا اصغاء سامع مطلوب بود ، و حينئذ خواهد بسط