و شايد كه اقتضاء تعريف او كند بيكى از معرفات و شايد كه اقتضا تقديم او كند يا اقتضاء تأخير و به نسبت با مسند شايد كه اقتضا ترك مسند كند ، و شايد كه اقتضا ذكر او كند ، و چون اقتضا ذكر او كند ، شايد كه اقتضاء مفرد كند و شايد كه اقتضاء جمله كند ، و چون مفرد را بوده باشد شايد اقتضاء فعل كند و شايد اقتضاء اسم كند ، منكر يا معرف . و هر يك از اينها مقيد بنوعى از قيود يا بىتقييد ، و چون جمله باشد اسمى بود يا فعلى ، شرطى بود يا ظرفى ، و همچنين شايد كه اقتضا تقديم كند يا تاخير ، و شايد كه جمله واحد بود و شايد كه جمل متعاقب شوند بعاطفت يا غير آن و در پنج فصل بداينها اشارت كرده آيد .
فصل اول - در اعتبارات راجعه با حكم . فصل دوم - در اعتبارات راجعه با مسند اليه فصل سيم - در اعتبارات راجعه با مسند . فصل چهارم - در اعتبارات راجعه با تعاقب جمل باعتبار فصل و وصل و طى و لا طى فصل پنجم - در طلب و انشاء ،
فصل اول - در اعتبارات راجعه با حكم . اما حالتى كه اقتضاء تجريد كند از مؤكدات و عدم تكرار آن ، وقتى بود كه مخاطب خالى الذهن باشد و از تردد و انكار فارغ و حينئذ اگر مخبر خواهد او را خبر دهد مثلا بعلم زيد ، بايد كه به مجرد مسند و مسند اليه كفايت كند و گويد زيد عالم بىتاكيد به ان و لام و تكرار غير آن .
و حالتى كه اقتضاء تكرار كند وقتى بود كه خاطر مخاطب مشغول بود و حينئذ محتاج شود بتكرار آن چنان كه زيد قايم زيد قائم بنا بر تنبيه و تاكيد او .
و حالتى كه اقتضا آن كند كه حكم مؤكد باشد به انّ يا لام ابتدا وقتى بود كه مخاطب طالب خبرى باشد و در آن اندكى متردد باشد پس بايد گفت كه ان زيدا عالم يا ان زيدا لعالم .
و حالتى كه اقتضاء تاكيد كند به قسم يا بلام قسم وقتى بود كه مخاطب را با تردد در خبر انكار نيز باشد پس بايد گفت و الله زيد عالم و هر چند كه انكار زياده باشد تاكيد زياده بايد ، چنان كه و الله ان زيدا لعالم و چنان كه حق تعالى
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٧٨