تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
مرتبه نبود كه معنى داند تخطئه او كرد و فرمود المتوفّى هو الله قل من المتوفّى بلفظ مفعول « 1 » و مراد به حال آن اموريست كه داعى شود بتكلم بر وجه مخصوص ، و مراد بمقتضاء حال ايراد كلام است در هر مقام بر وجهى كه موافق آن مقام بود چنان كه اگر ذهن يكى از نفى و انكار ، شك و شبهه خالى باشد و او را خبرى دهند بايد گفت الحال كذا و اگر او را در آن خبر ترددى باشد بايد گفت انّ الحال كذا پس اگر در حالت خلوّ ذهن گويند انّ الحال كذا يا با تردد و انكار گويند الحال كذا يا در مقام شكر ايراد شكايت كنند و يا به عكس ، يا در مقام تهنيت ذكر تعزيت كنند ، يا در مقام ترغيب سخن ترهيب گويند ، يا در مقام جد ايراد هزل كنند ، سخن نه بر مقتضاء حال بود و آنچه غرض بلغاست از تركيب مفهوم نشود ، و مقتضاء حال شايد كه بر مقتضاء ظاهر بود ، و شايد كه بر خلاف مقتضاى ظاهر باشد ، و حينئذ متردد و منكر را همچو خالى از ذهن نهند و بالعكس جهت اعتبار خطابى كه مرجع آن با تجهيل مخاطب بود . و تركيب اسنادى اگر محتمل صدق و كذب باشد آن را خبر خوانند ، و اگر نه انشاء و طلب ، پس بحث از علم معانى يا از خواص تراكيب خبرى باشد يا از خواص تراكيب انشائى و طلبى و چون اسناد حكمست بمفهومى مر مفهوم ديگر را ، در او از سه چيز ناچار بود ، حكم و مسند اليه و مسند ، و بحسب مقتضاء حال هر يكى را ، ازين اعتبارات بسيار پديد آيد ، چه حال به نسبت با حكم شايد كه اقتضاء عدم تكرار حكم كند ، و شايد كه اقتضاء تجريد حكم كند از مؤكدات همچو لام ابتداء و انّ و لام قسم و نون تاكيد مخففه و مثقله ، و شايد كه اقتضاء تكرار و عدم تجريد كند . و به نسبت با مسند اليه شايد كه اقتضاء حذف مسند اليه كند ، و شايد اقتضاء اثبات او كند ، مصحوب يكى از توابع يا غير مصحوب ، مقرون بفعل يا غير مقرون ، و شايد كه اقتضاء تنكير او كند يا تخصيص
هامش
( 1 ) امير المؤمنين عليه السلام بايد متوفى به صيغه فاعل را صحيح داند چونكه يتوفون را بفتح ياء خواند و گوينده را مطابق اعتقاد اكثر تخطئه كرد .
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 77 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي