سيم موصولات همچو الذى و التى و اللذان و اللتان و الاولى و اللتين و اللذين و اللاتى و اللواتى و ما و من و اى و أية و ذو بلغت طى و ذا چون بعد از ماء استفهامى واقع شود بقولى ، و الف و لام كه در اسم فاعل و اسم مفعول باشد و در صفت مشبهه على اختلاف و صله بايد كه جمله بود فعلى و يا اسمى و در جمله ضميرى بايد كه عايد بود با موصول مگر آنجا كه اشتباه نباشد .
چهارم اسماء افعال - و آن يا بمعنى ماضى باشد هم چو هيهات بمعنى بعدو سرعان بمعنى سرع يا بمعنى امر همچو رويد زيدا اى امهله .
پنجم اصوات - و آن يا حكايت صوتى باشد همچو غاق يا از براى بهايم بد آن تصويت كنند چنان كه بخ .
ششم مركبات - كه بواسطه تضمن حرف مبنى كرده باشند هم چو خمسة عشر هفتم كنايات - همچو كم و كذا از براى عدد و كيت و ذيت هشتم بعضى از ظروف همچو قبل و بعد و غير آن .
فن ششم از كتاب نفايس الفنون علم معانى
كه عبارتست از معرفت تتبع خواص تراكيب كلام و آنچه متصل شود به دو از استحسان و غيره تا بواسطه وقوف بر آن از خطا ايمن باشند در تطبيق كلام به مقتضاء حال و مراد ايشان بتركيب تراكيب بلغاست چه تركيبى كه از غير بليغ صادر شود در صناعت بلاغت بمنزله اصوات حيوانست . و مراد بخاصيت تركيب آنست كه چون آن تركيب از بليغى صادر شود عند سماعه ، آن معنى بذهن متبادر گردد ، نه آنكه لازم تركيب بود ، سواء صدر من البليغ او غيره چه نقل است كه امير المؤمنين على عليه السّلام تشييع جنازه ميكرد يكى از بلغاء ازو پرسيد كه من المتوفى بلفظ فاعل على عليه السّلام با آنكه قرائت ، او در آيه الذين يتوفون فتحست « 1 » چون سايل در آن
هامش
( 1 ) قرائت يتوفون بفتح ياء شاذ است هر چند آن را نسبت بامير المؤمنين عليه السلام دادهاند و بر اين نقل اعتماد نيست .