تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
آن را مبنى بر ضم كنند . و هشتم وا كه حرف ندبه است و حكم او همچو حكم حروف ندا است الا آنكه در آخر او جهت تمديد صوت شايد كه الف و ها زيادت كنند . چهارم آنكه اسم را مجرور كنند و آن هيجده حرف‌اند : من و الى و با و لام و فى و ربّ و حتّى و واو قسم و تاء قسم و عن و على و كاف و مذ و منذ و حاشا و خلا و عدا و مع . و پنجم آنكه فعلرا منصوب كنند و آن چهارند : ان و لن و كى و اذن و باضمار أن نيز فعل منصوب شود بعد از حتى همچو سرت حتى ادخل البلد و بعد از لام همچو جئتك لتكر منى و بعد از او همچو لا اكرمتك او تعطينى حقى و بعد از فا چون در جواب امر يا نهى يا استفهام يا تمنى يا عرض واقع شود ، بعد از آن واوى كه از براى جمعيت بود و بعد از اين مذكورات واقع شود . ششم آنكه فعلرا مجزوم كنند و او پنج‌اند : لم و لمّا و لام امر و لاى نهى و ان در شرط و جزا . و اما اسماء عامله به دو قسمند : قسمى آنكه عمل فعل كند و قسمى آنكه عمل حرف كند ، قسم اول كه عمل فعل كند يا بحقيقت بود يا بمجاز ، و آنچه عمل فعل كند بحقيقت شش‌اند : مصدر و اسم فاعل و اسم مفعول و صفت مشبهه و اسماء افعال و اسم تفضيل و آنچه عمل فعل كند بمجاز سه‌اند : ظرف و جار و مجرور و هر اسمى كه تمام شود باضافت چنان كه ديگر باره او را اضافت نتوان كرد يا به نون تثنيه يا جمع يا تنوين يا بدانچه در حكم تنوين باشد همچو ثلثه عشر رجلا كه در اصل ثلاثه و عشره بود . و آنكه عمل حرف كند نيز به دو قسم‌اند قسمى آنكه عمل جر كند و او در اضافت است و قسمى آنكه عمل جزم كند و آن ده اسمند من ما و متى و مهما و اين و انّى و اىّ و حينما و حيثما و اذما . و توابع پنج‌اند : صفت ، تاكيد ، بدل ، عطف بيان ، عطف به حرف . صفت هر تابعى را گويند كه دلالت كند بر متبوع خود مطلقا همچو زيد الظريف قايم . و صفت اگر
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 74 | أبو الحسن الشعراني / شمس الدين محمد بن محمود آملي