المرئة او صاحبة الدار هند و مخصوص يا خبر مبتداء محذوف بود يا خود مبتدا باشد و جمله كه مقدم باشد خبر ، و گاه باشد كه اسناد با ضمير مبهم كنند و جهت تفسير او نكره منصوبه بيارند چنانچه نعم رجلا زيد . و حبذا بجاى نعم استعمال كنند و ساء بجاى بئس و بعضى هر فعلى را كه بر وزن فعل بضم عين كنند همين حكم دهند .
چهارم - فعل تعجب واو را دو صيغه است يكى ما افعله و بعد از او البته منصوب كنند همچو ما احسن زيدا و دوم افعل به همچو اكرم بزيد و در انشاء تعجب هر دو يكسان باشند . و فعل تعجب از ثلاثى مجرد كه نه از بهر الوان و عيوب باشند بنا كنند و ما اعطاه شاذ است و اگر غير از ثلاثى مذكور خواهند انشاء تعجب كنند گويند ما اشد استخراجه و ما اقبح عوره و مانند آن .
اما منصوب فعل به دو قسم است يكى عام به نسبت با افعال متعدى و لازم و دوم خاص . و عام پنجند .
اول - مفعول مطلق و آن هر اسميست كه دلالت كند بر مفهوم فعل مجرد از زمان . و آن يا از براى مجرد تاكيد فعل باشد همچو ضرب ضربا و ذهبت ذهابا ، يا از براى نوع ، هم چو جلست جلسة بكسر جيم ، يا از براى مره همچو جلست جلسة بفتح جيم . و قسم اول بنابر آنكه تاكيد است بر عامل خود مقدم نيفتد و تثنيه و جمع او نكنند بخلاف اخيرين . و شايد مصدر نه از لفظ فعل بود همچو قعدت جلوسا و شايد كه غير مصدر بود هم چو ضربته سوطا او نوعا من الضرب او اشدّ الضرب ، و شايد كه مصدر را حذف كنند و صفت او را بجاى او نهند همچو ضربت شديدا و نمت طويلا و منه رجع القهقرى و قعد القرفصاء . و شايد كه عامل او را حذف كنند . اما بر سبيل جواز همچو خير مقدم و مواعيد عرقوب ، يا بر سبيل وجوب اما سماعا هم چو سقيا و رعيا او قياسا همچو ما انت الا سيرا .
دوم مفعول فيه - و آن هر اسميست كه فعل مذكور در او واقع شده
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: أبو الحسن الشعراني
ص٧١