تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
باشد واو يا ظرف زمان بود هم چو يوم و ليلة و دهر و حين و مانند آن يا ظرف مكان همچو قدام و خلف و غير آن جميع ظروف زمان خواه مبهم باشد هم چو وقت و حين و اشباه آن ، خواه معين همچو يوم الجمعة و السبت و غير آن منصوب شوند به تقدير فى همچو قرئت حينا و رايته يوم الجمعة بخلاف ظرف مكان كه از او منصوب نشود الا آنچه مبهم باشد همچو جهات‌ست و ملحقات بدان ، و اما در ظرف مكان معين هم‌چو دار و سوق و بلد و امثال آن اظهار فى لازم باشد و ذهبت الشام شاذ است باتفاق و در دخلت الدار على اختلاف . سيم - مفعول له و آن هر اسميست كه علت اقدام بود بر فعل مذكور هم چو ضربته تاديبا و شرط نصبيت او سه چيز است : اول آنكه مصدر باشد دوم فعل فاعل فعل معلل بود ، سيم آنكه مقارن آن فعل باشد در وجود و با عدم يكى ازين شرايط لام واجب بود همچو جئتك للسمن . و چون عامل در مفعول معه پيش اكثر نحويان واو است چنان كه در مستثنى الّا آن هر دو را در معمولات حروف شمرده شد . چهارم - حال و آن هر منصوبى باشد كه بيان هيئت فاعل كند هم چو جاء زيد راكبا يا بيان هيئت مفعول همچو ضربته عاريا يا بيان هيئت هر دو همچو خاصم زيد عمرا راكبين . و حال شايد كه جمله واقع شود همچو جاء زيد يقود الجنائب و قدم عمرو و العيش طيب . پنجم - تميز و آن منصوبى باشد كه رفع ابهام مستقر كند از ذات مذكوره يا مقدره هم چو طاب زيد نفسا و نصبيت تميز شايد كه بتمامى اسم مميز باشد إما بتنوين همچو رطل زيتا يا بعوض او همچو منوان سمنا و عشرون درهما يا باضافه همچو ملؤه عسلا . و خاص دو نوعست : يكى خبر منصوب همچو خبر كان و اخوات او . دوم مفعول به كه مخصوص است بفعل متعدى . و فعل يا يك مفعول اقتضا كند و اين قسم بسيار است ،