تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
است داده شود ؛ مگر نگفته‌اند كه اگر كسى شبى را سير بگذراند و در همسايگى او گرسنه اى به سر برد ، و او براى سير كردن وى تلاش نكند ، مؤمن به شمار نمىآيد ؛ و همچنين در مورد ديگر نيازها و نيازمندان « 1 » ( و آيا ملاك ديگرى جز ايمان وجود دارد ) .

فقر ( 2 )

امّا فقر ( و آن كم داشتن لوازم معيشت است نه نداشتن ) ، آن نيز بايد از ميان برداشته شود ، و برنامهء عملى سريعى براى اين برانداختن ( دور از شعارهاى ميان تهى ) فراهم آيد ، زيرا كه جامعهء مطلوب اسلامى ، جامعه اى بدون فقر است نه با فقر ، زيرا اين جامعه ، به مضمون سخن امير المؤمنين « ع » : « لا يوجد فيه عائل و محتاج ، و لا يظلم فيه مسلم أو معاهد « 2 » ( 1 ) نه در آن عيالمند محتاجى بهم مىرسد ، و نه به مسلمان يا غير مسلمانى ستم مىرود » .

غناى كفافى ( 3 )

امّا غناى كفافى ( يعنى ثروتى كه از راههاى مشروع فراهم آيد ، و صاحب آن از جهات مختلف داراى سطح زندگيى قابل قبول باشد ، بخورد و بخوراند و همسر اختيار كند و وجوه شرعى بپردازد و حج گزارد و مال خود را در راه خير فردى و اجتماعى انفاق كند ) ، همان غناى ممدوح و پسنديدهء شرعى است ، كه شخص را به كسب آن ترغيب كرده‌اند ؛ و همان است كه كمك آدمى است در راه تقوى و اعمال صالح و طلب ثوابهاى جاودان اخروى .
هامش
« 1 » . فصل 46 ، از اين باب ( در همين جلد / 156 - 175 ) ؛ نيز سخن عالم و فقيه بزرگ ، حضرت علَّامه سيّد محمّد مهدى بحر العلوم طباطبائى ( در پايان جلد دوّم ) ، در بارهء تكفير كسانى كه به كار محتاجان نمىرسند ، و وظايف خود را در بارهء اين امر مهم دينى و اجتماعى انجام نمىدهند . « 2 » . « كافى » 8 / 32 .