و انحصارهاى اقتصادى گسترده تر مىشود ، و به همهء آنچه كه مردمان در زندگى خود به آنها نيازمندند سرايت مىكند ، و شر و زيان آن فزونى مىيابد » .
ج - « گسترش ميدان عمل مسائل اقتصادى و بازرگانى در روزگار ما به حدى رسيده است ، كه بعنوان بزرگترين وسيلهء استعمار ، در خدمت دولتهاى بزرگ و مستكبر ( براى فشار وارد آوردن بر دولتها و ملَّتهاى ضعيف ، و تحت تسلَّط سياسى و فرهنگى درآوردن آنها و ربودن ثروتهاى ايشان ) درآمده است . پس بر مردان عاقل و متعهّد جهان سوّم واجب است كه در بارهء اين مسأله كه دولتها و ملَّتهاى ايشان گرفتار آنند بينديشند و راه درمانى براى آن پيدا كنند . نظر اجمالى ما اين است كه تنها وسيلهء چاره كردن اين مشكل ، متمسّك شدن به دين اسلام و احكام آن ، و متّحد شدن در زير پرچم اين دين است ، و بريدن رابطه با دولتهاى بزرگ ستمگر و اكتفا كردن به ارتباطى به اندازهء ضرورت و بس . . . » .
د - « احتكار - بنا بر مفهوم - همهء آنچه را كه مردمان به آن نيازمندند و نبود آنها موجب ستم و ايجاد كمبود خواهد شد شامل مىشود .
بنا بر اين تنها به گندم و مواد خوراكى اختصاص ندارد . و طعام ( گندم ) بعنوان مثال ذكر شده است ، زيرا كه احتياج به گندم و نان از آشكارترين نيازهاست » .
ه - « احتكار همچنين سبب سختى و تنگى زندگى براى مردمان ساكن كشورهاى بزرگ نيز هست ، چون آنچه بعضى در بارهء بىاثر بودن احتكار در كشورهاى بزرگ گفتهاند مربوط به زمانهايى است كه اين شركتهاى وسيع و انحصارهاى اقتصادى بزرگ وجود نداشتهاند ، كه مانند امروز با دستها و چنگالهاى پليد خود همهء منابع مادى منطقه اى بزرگ ، بلكه مناطقى بسيار را در زير سلطه بگيرند و هر چه مىخواهند انجام دهند ، و بر دولتها - تا چه رسد به ملَّتها - فشار وارد آورند . . . » .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 658
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٦٥٨