و گوناگون جهانى و اتّحاديه هاى تشكيل شده از شركتهاى سرمايه دارى جهانى وجود نداشت ) ، تفاوتى چشمگير دارد . پس امروز واجب است كه در بارهء حقيقت اين پديده تفقّه كنيم ( يعنى احكام دينى آنها را درست به دست آوريم ) ، و در كنار آن ، احتكار و نرخگذارى بالاى كالاها و تعدّى مالى و سودهاى كلان را نيز مورد ملاحظه قرار دهيم ، تا بدين گونه بتوانيم به نظرى نزديك به صحّت و صواب برسيم ، و بدانيم كه آيا اين سودها به همين صورت مشروع و حلال و طيّب است و اسلام آن را مىپذيرد ، و مالى مىداند كه مسلمان متعهّد به دست آورده است ، يا چيزى جز اين است . در ميان علماى دينى بيدار معاصر كسانى هستند كه اين گونه سود را ربا به شمار مىآورند ، و شمارى از احاديث و جوهر تعاليم و نظامهاى اسلامى مؤيّد چنين نظرى است .
3 - بازرگانى و نقش آن در نظام اقتصاد اسلامى :
تجارت - كه همان وارد و صادر كردن كالاست - بر شالودهء تعاليم اسلامى ، وسيله اى براى تأمين رزق و دست يافتن به ضرورتهاى زندگى و رساندن چيزهاى مورد نياز مردم به دست ايشان به صورتى حلال و پاكيزه است ، از راه دادن حق ديگران ( نه كمتر ) و گرفتن حق خود ( نه بيشتر ) ، اين است ، نه اينكه وسيله اى باشد براى بهره كشى تكاثرى و تعدّى و تجاوز مالى . و اين اصلى است كه دلايل قوى و احاديثى فراوان ما را به قبول آن مىرساند :
احاديث چارچوب گذار ، در بارهء داد و ستد و بازرگانى اسلامى
( 1 ) - احاديث مربوط به كسب كردن و مال درآوردن ؛ اين احاديث هدف از كسب كردن و مال درآوردن را توضيح مىدهند و به ترسيم نشانه هاى اصلى آن مىپردازند . اين احاديث مردمان را به طلب روزى حلال ( از طريق كار ، خواه صنعت باشد يا زراعت يا تجارت ) ، فرا مىخوانند ، تا از اين راه نيازمنديهاى زندگى تأمين شود ، يا وضع زندگى خانواه بهبود پيدا كند ، نيز فرصتى براى انفاق كردن مال به ديگران فراهم آيد . در حديث آمده است : «
كنّا جلوسا عند ابي عبد الله