نفسانى ) در چشم مردمان جلوه كرده است ، ( 1 ) يعنى ( خواستن ) زنان [ 1 ] ، و فرزندان پسر [ 2 ] ، و كيسه هاى انباشتهء زر [ 3 ] ، و سيم [ 4 ] ، و اسبان نشاندار ( مركبهاى سوارى عالى ) [ 5 ] ، و چهارپايان ( وسايل درآمد و استثمار ، كارخانه ها و . . . ) [ 6 ] ، و كشت ( باغها و مزارع ) [ 7 ] ، اينها ( همه ) كالاى ( فانى ) اين زندگى است ، و سرانجام نيك در نزد خداوند ( و نعمتهاى پايدار او ) است ، و تو خوب دانستى كه آنچه براى خدا باشد از دنيا به شمار نمىآيد . و روزى و جامه و خانه - به اندازهء « ضرورت » - اگر براى رضاى خدا ( و انجام دادن وظايف و تكاليف ) از آنها استفاده شود ، براى خدا خواهد بود ( و جنبهء اخروى خواهد يافت ، و از دنيا و دنياخواهى محسوب نخواهد گشت ) ؛ ليكن زياده طلبى از آنها ، « تنعّم » ( رفاه پرستى ) است ، و براى خدا نخواهد بود . و ميان « تنعّم » و « ضرورت » ، درجه اى است كه از آن به نام « حاجت » ( نياز ) ياد مىشود .
و نياز داراى دو طرف است و يك حد وسط ؛ يك طرف آن نزديك به مرز « ضرورت » است و زيانى ندارد ، زيرا كه بسنده كردن به حدّ ضرورت غير ممكن است . و طرف ديگر آن نزديك مرز « تنعّم » است ، و بايد از آن پرهيز شود . و ميان اين دو طرف ، ميانگينهايى است نزديك به هم . و هر كس پيرامون حرام گردش كند ، امكان افتادن وى در حرام وجود دارد . و دورانديشى ، مقتضى ترسيدن و پرهيز كردن و نزديك شدن به حدّ « ضرورت » است تا اندازهء ممكن ، تا بدين گونه انسان بتواند گام بر جاى گام پيامبران و اوليا نهاده باشد » . « 1 »
دفع توهّم
در كلام امير المؤمنين « ع » در « نهج البلاغه » آمده است : «
. . . إنّ المال و البنين حرث الدّنيا ، و العمل الصّالح حرث الآخرة ، و قد يجمعهما الله لأقوام « 2 »
. . . ( 2 ) مال و فرزندان كشت اين جهان است ، و كردار نيك
هامش
« 1 » . « بحار » 73 ( 70 - از چاپ بيروت ) / 29 .
« 2 » . « نهج البلاغه » / 84 ؛ « عبده » 1 / 56 - 57 .