كار و اهميّت آن تأكيد ورزيده ، و حكمتها و رمزها و فايده هاى آن را آشكار ساخته است ، و توجّه به عوامل وادارنده به كار را لازم شمرده ، و تأثيرپذيرى از عوامل بازدارنده از كار را مطرود دانسته است .
يكى از مهمترين چيزهايى كه شارع اسلام براى ايجاد رغبت به كار و تشجيع بر آن مطرح كرده است تصريح به اين مطلب است كه دعاى آدم بيكار و عاطل و باطل مستجاب نمىشود . پيامبر اكرم « ص » مىفرمايد : «
إنّ أصنافا من أمّتي لا يستجاب لهم دعاؤهم . . . و رجل يقعد في بيته و يقول : يا ربّ ارزقني
( 1 ) دسته هايى از امّت من دعايشان مستجاب نمىشود . . . و ( يكى ) مردى كه در خانه اش مىنشيند و مىگويد : پروردگارا روزى مرا برسان » .
13 - جهت فرهنگى :
فرهنگ عبارت است از « انديشه و كار و كار و انديشه » ؛ پس هيچ فرهنگ پخته اى بدون كار وجود ندارد ، به همان گونه كه هيچ فرهنگ سخته اى بدون انديشه حاصل نمىشود ؛ و اين امرى آشكار است . آرى ، كدام قوم در جهان توانستهاند بدون اينكه اهل كار و تحمّل رنج كوشش و تلاش باشند به فرهنگى بلندمرتبه برسند ؟ پس اگر افراد قوم و ملَّتى - هر كس در رشتهء خويش - اهل كار و كوشش باشند ، و وظيفه اى را كه بر عهده دارند خوب انجام دهند ، و چنان باشد كه شغل و كار را براى خود يك تعهّد بشناسند ، و از هر گونه بيهودگى و مهملبافى و تنبلى دورى جويند ، و در ميان ايشان مردمان بيكار و بيعار وجود نداشته باشند ، بيگمان اين چگونگى آنان را به رشد فرهنگى مىرساند ؛ و در نتيجه يك پختگى فرهنگى عملى در آنان پديد مىآيد ، آنگاه اسباب پيشرفت براى آن قوم و ملَّت فراهم خواهد آمد ، و عناصر آگاهى و تعهّد در ميان ايشان رسوخ پيدا خواهد كرد ؛ و بر خلاف ، اگر مهملبافى و بيكارگى و بيهوده گذرانى زندگى در ميان ملَّتى رايج شود ، و فروگذارى تعهد كارى در نزد افراد آن به آسانى صورتپذير باشد ، چنين ملَّتى به جايى نخواهد رسيد .
14 - جهت سياسى :
كار ، از لحاظ سياسى نيز حايز اهميّتى بزرگ