فكرى برقرار است ؛ و آدمى توانايى آن دارد كه با اين دو افزار طبيعت را مسخّر خويش سازد ، يعنى نخست بينديشد ، و سپس به كار برخيزد و به انديشهء خود تحقّق بخشد ، و به خواستهء خود كه در خدمت گرفتن طبيعت و قوانين آن است برسد و هر چه را كه مىخواهد به دست آورد .
از همين مقوله است اختراعات و اكتشافاتى كه سبب پيدايش تمدّنهاى بشرى گذشته و معاصر شده است . و شايد كار فكرى و دستى جدّى ، راه را براى تمدّنهاى در حال پيدايش نيز آماده سازد ، چون كه انسان پيوسته در حال انديشيدن و آزمودن و به كار برخاستن است ، و از اين راه به تجارب و نتايجى دسترسى پيدا مىكند ، و آنها را مىپيرايد و به خواهندگان و نورسيده گان مىسپارد . و بدين گونه زندگى آدمى پيشرفت پيدا مىكند و در مسير تكامل پيوسته قرار مىگيرد .
19 - جهت صنعتى :
اين نكته آشكار است كه كار ركنى اساسى از اركان صنايع بشرى است . انواع صنعتگرى ، از دورترين زمانهاى تاريخى ، از كارهاى انديشمندان و كارگران و سازندگان پديد آمده است . امروز نيز براى درك اهميّت كار در صنايع و نقش اساسى آن در زندگى و جامعهء انسانى ، كافى است كه نظرى به كارگاهها و كارخانه هاى بزرگ و كوچك در نواحى مختلف جهان بيندازيم ، و ملاحظه كنيم كه كار كاركنان آنها چه نقشى بر عهده داشته است و دارد .
20 - جهت رفاهى :
برخوردارى از امكانات رفاهى ، در زندگى هر ملَّت و مملكت ، تنها و تنها در پرتو كار و كوششى به دست آمده است كه آن ملَّت به آنها پرداخته است . بنا بر اين ، هر گونه رفاهى ، در هر بخشى از بخشهاى زندگى ، نتيجهء سعى و تلاش بوده است و هست .
وسايل رفاهى كه متفكَّران صنعتى پديد آوردهاند نيز ، در اصل ، و در مراحل بهره دهى ، از راه كارهاى پياپى و تجربه هاى عملى پيوسته ، درست شده است . و اين حقيقتى آشكار است .
رفاه فردى و خانوادگى نيز متّكى به كار است ؛ انسان بيكار بىهنر چگونه مىتواند زندگيى مرفّه براى خود يا خانوادهء خود فراهم سازد ، مگر اينكه تن به كار دهد ، و بكوشد تا به خواستهء خويش برسد .