تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
گذاشت ، و چشم پوشيدن از آن پسنديده نيست ، پس بر هر فرد از افراد جامعهء انسانى - چنان كه در احاديث آمده است - واجب است كه به كارى اشتغال داشته باشد ، و با ديگر مردمان در برآوردن نيازمنديهاى مردم - كه خود يكى از آنان است - شريك شود ، و سعى تمام به خرج دهد تا چهرهء زندگى را با كوشش و توليد دگرگون سازد . پس كارگر با نتيجهء كار و توليد خويش به اجتماع سود مىرساند ، و خود نيز از كارها و توليدهاى ديگران سود مىبرد ؛ پس او هم توليدكننده است و هم مصرفكننده ، و در حال داد و ستد با ديگر مردم است ، به گروهى چيزهايى مىدهد و از گروهى ديگر چيزهايى مىستاند . و بدين گونه از ركود و سكون و مهمل بودن و احساس غربت كردن و از مردمان دور بودن بيرون مىآيد ، و به حركت و فعّاليّت و تحمّل رنج و انس گرفتن با ديگران دست مىيابد ؛ بنا بر اين بار خود را بر دوش ديگران نمىگذارد ، و از مردمان جدا نمىماند ، بلكه در پيش راندن چرخ زندگى اجتماعى با ايشان شريك است . چنين انسانى احساس اميد مىكند و به آينده همچون فردى اميدوار و بانشاط مىنگرد ، و از چنگال نوميدى و اهمال و بيهودگى و تكرار ملالانگيز و ديگر آثار منفى بيكارى و مفاسد فراغت رهايى پيدا مىكند . و اين همان چيزى است كه امام صادق « ع » ، در اين سخن خود به آن اشاره مىفرمايد : « و هكذا الإنسان لو خلا من الشّغل ، لخرج من الأشر و العبث و البطر إلى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه ؛ و اعتبر ذلك به من نشأ في الجدة و رفاهية العيش و التّرفّه و الكفاية ، و ما يخرجه ذلك إليه « 1 » ( 1 ) بدين گونه اگر انسان از پرداختن به كارى آسوده باشد ( و بدون كار زندگيش تأمين گردد ) ، از ناسپاسى و سرمستى « به جايى مىرسد كه زيان آن براى او و نزديكان بس بزرگ خواهد بود ؛ مثلا كسى را در نظر بگيريد كه در دارايى و آسايش و رفاه زدگى و دسترس داشتن به همه چيز بزرگ شده است ، و سرانجام كارش به كجا كشيده است » .
هامش
« 1 » . « بحار » 3 / 87 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 450 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام