تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥

16 - جهت هنرى :

« هنر » نيز كار است ، به همان گونه كه كار نيز هنر است . و شك نيست كه هنر در توجيه و تكامل زندگى بشرى داراى نقش است . و از اين لحاظ تفاوتى ميان زندگى مادّى و زندگى معنوى ، و فردى و اجتماعى ، و سياسى و فرهنگى و نظاير اينها وجود ندارد . آيا ممكن است هنرى بدون كار حاصل شود يا به كمال برسد ؟ هنر از كار نتيجه مىشود ، به همان گونه كه بار ديگر به كار فرامىخواند . و تأثير متقابل هنر و روح بشرى در يك ديگر همان جوهر و راز هنر است . پس درست است كه گفته شود « هنر » ، « جوهر كار » است ، به همان گونه كه كار كليد هنر است . كدام هنرمند است كه به بهبود بخشيدن به هنر خود و رساندن آن به كمال ، جز از راه كار شبانه روزى - و تلاش كردن از هنگام دميدن خورشيد تا زمان غروب كردن آن در افق و رسيدن شب دراز دامن - دست يافته باشد ؟ پس كار به عنوان حرفه و ممارست ، امرى است كه ناگزير در هر يك از مظاهر زندگى انسانى دخيل است ، و آثارى در تبلورهاى روحى آدمى دارد .

17 - جهت بهداشتى :

آنچه از كار و ادامه دادن آن نتيجه مىشود ، سلامتى بدنى است ، به همان گونه كه تندرستى عامهء مردم نيز مبتنى بر كار كارمندان امور پزشكى و بهداشتى است ، يعنى پزشكان و دستياران ايشان ، بهياران و پرستاران زن و مرد كه در بيمارستانها و داروخانه ها و ديگر دستگاه هاى وابسته به پزشكى و بهداشت كار مىكنند . . . پس سلامتى آدمى و قوام و توازن نيروها و تناسب اندامهاى او وابسته به كار است . نيز چنين است سلامتى اجتماع كه آن نيز به كارهاى بسيارى كسان - از آنان كه ذكرشان گذشت - وابستگى دارد .

18 - جهت پيشرفتى :

تقدّم و پيشرفت جامعه ها و كشورها - چنان كه اشاره اى گذشت - از كار منظَّم و جدّى نتيجه مىشود . آن محرّك و انگيزه اى كه موجب ارتقاى آدمى و تكامل زندگى و معيشت او مىشود ، و حيات او را از حيات ديگر جانوران متمايز مىسازد ، اساسا همان انديشهء جولانگرى است كه خداوند متعال به وى ارزانى داشته است ، و آن دست كارگر ، و آن پيوند محكمى كه ميان كاردستى و كار
الحياة ( فارسي ) — صفحة 455 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام