6 - جهت تعليمى :
انسان در ضمن كار چيزهايى را كشف مىكند كه پيش از آن براى وى مكشوف نبوده است . پس كار ، آموزشگاه شناخت و تجربه است ، چون كه چيزهايى را كه نمىدانسته است به او مىآموزد ، و براى او از روى قوانين طبيعت پرده بر مىدارد ، و همچون عقل عملى نيرومندى مىشود كه به وسيلهء آن بر آفاق تسلَّط پيدا مىكند ، زيرا كه چشمان وى بر روى طبيعت و آنچه در آن است باز مىگردد ، و از تلاشهاى سنگين و افزار و ادوات دقيقى كه براى بهره بردارى از طبيعت و مسخّر كردن آن ضرورت دارد ، آگاه مىشود . و از اين راه ، پيوندهاى ثانوى و اسرار پيچيدهء موجود در جهان ، براى انسان مكشوف مىگردد ، كه چه بسا بدون پرداختن به كار اكتشاف آنها غير ممكن است .
و از اينجا درمىيابيم كه « علم » حاصل شده براى بشر از راه كار و تلاش مستقيم ، از روزگار ديرين تا هم اكنون ، ارزشى دارد كه نبايد در زندگى انسان و تكامل شگفتانگيز آن ، كم اهميّت شمرده شود .
7 - جهت اخلاقى :
نقش كار در تقويت و تهذيب خلق و خوى انسان نيز آشكار است ، چه كار مسئوليّت است ، و هر كس از اين مسئوليّت آگاه شود و به اداى وظيفه بپردازد از بيكارى و بىمبالاتى دور مىشود ، و از مفاسد فراغت و زيانهاى آن و زيانهاى پرداختن به لهو و لعب در امان مىماند . بدين گونه نيروهاى اخلاقى او شكفته مىشود ، و نفس آگاه به مسئوليّت وى كه براى انجام دادن آن تلاش مىكند مهذّب مىگردد . البته زيانهاى اخلاقى عاطل بودن و بيكارى واضح است ، چنان كه امام صادق « ع » به آن اشاره فرموده است : «
. . . و كان النّاس أيضا يصيرون بالفراغ إلى غاية الأشر و البطر حتّى يكثر الفساد و يظهر الفواحش « 1 »
( 1 ) ( اگر كار نمىبود و ضرورت نمىداشت ) آدميزادگان با فراغتى ( بيكاريى ) كه برايشان پيش مىآمد ، به ناسپاسى و سرمستى گرفتار مىشدند ، و تباهى و زشتكارى همه جا را مىگرفت » . و امام « ع » در بخش ديگرى از همين حديث به اين مطلب اشاره مىكند كه كار و
هامش
« 1 » . « بحار » 3 / 86 .