اشتغال آدمى را از ناسپاسى و سرمستى و بىبند و بارى و سقوط در امان نگاه مىدارد . « 1 »
8 - جهت تكاملى :
كار و كوشش انسان را در تماس با واقعيّت زندگى زمينى قرار مىدهد كه عبارت است از حركتى هدفدار ( و حركت هدفدار طبيعتا تكاملى است ) ، و براى او اين امكان را فراهم مىآورد كه با طبيعت پيوندى همكارانه پيدا كند ، و از نزديك با آن انس بگيرد . و اين خود مرحلهء بزرگى در تجربهء انسانى و سير تكاملى است . آرى ، چگونه ممكن است انسانى كه طبيعت را نمىشناسد و از ابعاد غامض و اسرار ژرف آن ناآگاه است و با اين ابعاد تماس برقرار نكرده است و آگاهى مستقيم از آنها ندارد ، تكامل پيدا كند ؟
پس با كار است كه انسان در اعماق طبيعت و درياهاى زندگى غوطه ور مىشود ، و در آنها فرو مىرود تا نفيسترين و گرانبهاترين چيزها را بيرون آورد ؛ و اين نفيسترين و گرانبهاترين چيز همان آميختگى انسان است با روح حركت فعّال و هماهنگى با همه كاينات ، در هدفدارى و تلاشورى . و از اين راه انسان به صورت جزئى فعّال و هدفدار و منسجم با ديگر اجزاء عالم گسترده درمىآيد . . . و سپس بر نردبان تكامل مطلوب بالا مىرود . و اين چيزى است كه دست بيكاران و عاطلان و بطَّالان و به لهو و لعب پردازان به آن نمىرسد ، زيرا كه بيهوده كارى و لهو و لعب انسان را از واقعيّت و زندگى جدا مىكند ، و حقايق طبيعت و مضمون زمان را از او پوشيده نگاه مىدارد . انسان عاطل باطل دورى از واقع را به خوبى لمس مىكند ، و با واقعيّات حياتى ارتباط ندارد ، و از همكارى و هماهنگى با آنها و آميختگى با روح آنها محروم مىماند .
9 - جهت اجتماعى :
در جانب اجتماعى نيز به اين نتيجه مىرسيم كه كار و عمل يك ضرورت اجتماعى است ، كه نمىتوان آن را مهمل
هامش
« 1 » . حديث شمارهء « 5 » ، بند « أ » . ( ص 425 - 427 ) .