در ميان مردم ترويج مىكنند ، و جامعه را به سوى بىبند و بارى و گسيختگى اخلاقى و ستمكشى و تسليمپذيرى در برابر ظلم سوق مىدهند . شايد « خوك » اشارهء به اينان باشد ( كه به انجام دادن هر كار زشت و ناپسندى پاسخ مثبت مىدهند ) . و وجود اين گروه براى نظام سرمايه دارى ، و بهره وريهاى تكاثرى و اترافى و اشرافى ، و ادامه دادن زندگى انگلى آن ضرورى است . در اين باره ، در فصل شانزدهم از همين باب - در بند « ه » - سخن گفتيم ، به آنجا مراجعه شود . « 1 » و اين گروهها همه ، بر گرد محور مال با يك ديگر متّحد مىشوند ، و مال قبلهء آمال آنها به شمار مىرود . و اما گوسفند همان توده هاى ستمديده و له شده اى هستند كه هيچ كارى از دست آنان بر نمىآيد ، و قربانى ميلها و هوا و هوسهاى طبقات ياد شده مىشوند كه گرگ در ميان آنهاست - و گرگ را هرگز فراموش مكنيد - ( و در حديث چنين آمده بود : گوسفند آن كسانند كه پشمهاى ايشان را مىكنند ، و گوشتهاشان را مىخورند و استخوانهاشان را مىشكنند ) . و اين همان واقعيّتى است كه در جامعه هاى سرمايه دارى امروز ، و در نظامهاى - ماهيّة - تكاثرى حاكم بر كشورهاى اسلامى نيز آن را مشاهده مىكنيم ، و مىنگريم كه چسان سبب دردناكى و تلخى زندگى در اين كشورهاست . . . ( آرى ، درست فرمود معصوم ، حضرت امام سجّاد « ع » : گوسفند ، در ميان شير و گرگ و روباه و سگ و خوك چه مىتواند كرد ؟ ) . « 2 »
هامش
« 1 » . ( جلد چهارم / 35 - 36 ) .
« 2 » . جالب توجّه است كه در اين حديث شريف ، سرمايه داران و بازرگانان ، گرگ خوانده شدهاند : «
و أمّا الذئب فتجّاركم
» ؛ و اين سخن چهارده سدهء پيش گفته شده است . و امروز مىنگريم كه - بنا بر اظهار نظر مطَّلعان - « سرمايه دارى ، نظريّهء انسان گرگ انسان است ( homo homini lupus ) را قبول دارد » . و اين است سرنوشت تعاليم مظلوم و مغفول اهل بيت « ع » ، در همهء ابعاد .