تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
تندرستان را به مراقبت از بيماران و مبتلايان و رسيدگى به آنان مكلَّف كرده است . . . » . از اين احاديث و تعاليم چنان بر مىآيد كه در اجتماع ، افراد سالم و خالى از نقص و بيمارى فراوانند كه قادرند كار كنند و به انواع حرفه ها بپردازند . . . نيز شمارى اندك افراد بيمار و معلول و مصدوم كه سلامت بدنى يا روحى خويش را از دست داده‌اند ، و بايد كمك و رسيدگى شوند . اكنون مىنگريد كه « طبقات » و گروههاى مذكور در سخنان امام علىّ بن ابى طالب « ع » و امام علىّ بن موسى الرّضا « ع » كجا ، و زندگى طبقاتى آميخته به فلاكت و بدبختى و فقر ، براى توده هايى فراوان و محروم كجا ؟ ، زندگيى آفريدهء تكاثر و بهره كشى ، كه در نتيجهء غصب حقوق و ارزاق محرومان بر آنان تحميل مىشود ! امام على « ع » ، مقصود خود را از « طبقهء سفلى طبقهء پايين » بدين گونه روشن كرده است : « ثمّ الله ! الله ! في الطَّبقة السّفلى ، من الَّذين لا حيلة لهم ، من المساكين و المحتاجين و أهل البؤسى و الزّمنى « 1 » ( 1 ) . . . خدا ! خدا ! در بارهء طبقهء پايين جامعه كه بيچاره‌اند يعنى : بينوايان ، نيازمندان ، تيره بختان و از كارافتادگان . . . » . و معلوم است كه طبقه اى به اين معنى و شماره ، در همهء اجتماعات به صورت طبيعى وجود دارد - خواه در گذشته و خواه در زمان معاصر - و سبب وجود اين گونه افراد ، در كلام خود امام « ع » آمده است : « لا حيلة لهم كسانى كه راه چاره اى ندارند » ، يعنى مبتلايان به بيمارى و نقص طبيعى و امثال آنان كه نمىتوانند به تصدّى كارهايى بپردازند و براى كسب مال صاحب حرفه اى شوند . و در منطق اسلام واجب است كه ديگران با پرداختن حقوق گوناگون و قطعى و معيّن ، به يارى اينان برخيزند ، و سپس اصل مواسات و برادرى اسلامى را عملى سازند ، و به رسيدگيهاى لازم و عام اسلامى و تعاون و توازن و اجراى عدل و احسان بپردازند ، و از اين راهها همه ، به يارى رسانى و تأمين آبرومندانهء زندگى گروههاى ياد
هامش
« 1 » . « نهج البلاغه » / 1019 ؛ « عبده » 3 / 111 .
الحياة ( فارسي ) — صفحة 336 | محمد رضا حكيمي / محمد حكيمي / علي حكيمي / احمد آرام