همهء حالات مىداند ، پس آيا وظيفهء خواصّ و آگاهان چيست ؟ پاسخ به اين پرسش معلوم است : وظيفهء آنان ، اجراى جدّى قسط است ، با تأكيدى بيشتر و به صورتى قاطعتر .
در پرتو اين نگرش ، بر عالمان دين و رجال متعهّد حكومت اسلامى واجب است كه به اين واجب ، به صورتى ريشه دار و جدّى و بدل ناپذير و سستى ناشناس عمل كنند . آرى ، بر ايشان واجب است كه « قوّامين بالقسط » باشند ، و شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان را تحمّل نكنند ( و خود نيز در اين جرگه ها در نيايند ) ، تا مردم ديگر به ايشان تأسّى كنند ، و در نتيجه ، اجتماع سراسر قوّام بالقسط گردد ، و مراقب اجراى احكام دين خدا باشد .
بيدارباشى مهم ( 7 ) همهء قرآن ، نه بخشى از آن
در آغازهاى اين نگاه ، تعبير « فقاهت قرآنى » به كار برديم ؛ و اكنون مراد خويش را از آن بيان مىكنيم تا توجّه همگان را به امرى مهم - كه چه بسا مورد غفلت باشد - جلب كنيم كه اين توصيف برخاسته از آن است . و آن امر مهمّ مورد غفلت ، تأكيد بر اين موضوع است كه « فقاهت اسلامى » ، اگر بخواهد از چارچوبهاى فردى و مسائل وابسته به افراد تجاوز كند ، و يك جامعهء انسانى عام با همهء ابعاد آن - به صورتى شايسته و منسجم - بسازد ، و در محيطهاى مختلف و توده هاى بشرى متنوّع - در سرزمينها و شهرها و تابعيّتهاى گوناگون - نفوذ يابد ، لازم است به همهء آيات « قرآن كريم » استناد كند ( يا به اكثريّت غالب آيات و مايه هايى كه در آنها هست براى زنده كردن مردم ، در جوانب گوناگون سازندهء حيات انسانى ) ، و همهء آنها را در استنباط احكام و فتوا دادن مورد توجّه و « تفقّه » قرار دهد ، چه بعنوان تأسيس قواعدى تازه ، يا تأكيد بر گسترهء كارآيى قواعد موجود ، يا گشايش افقى نو در فقاهت ، يا