تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
- اظهار نظر در بارهء اين دو مصيبت بزرگ ( يعنى تكاثر و فقر و پيامدهاى آنها : شادخوارى و نادارى ) را - در كتابهاى فقهى و رساله هاى عملى - فرو نگذارد ، تا در جهت نجات امّت از زيانهاى خردكنندهء اين دو پديده گامى برداشته باشد ؟ - بر كتابها و ابواب فقه كتابى و بابى مخصوص عدل و قسط افزوده شود ( يعنى در بارهء ضرورت عدالت اجتماعى و قضايى و اقتصادى ) و احكام و راههاى شرعى اجراى قسط و عدل ، زيرا كه ( 1 ) « عدالت زندگى است العدل حياة « 1 » » . پس زندگى منهاى عدالت زندگى واقعى نيست ، و دين در جامعهء فاقد عدالت حيات ندارد . آرى ، ( 2 ) عدالت براى « ايمان » مانند سر است براى پيكر ( العدل رأس الإيمان ) ، « 2 » و ( 3 ) مايهء به سامان رسيدن زندگى مردمان است ( جعل الله - سبحانه - العدل قواما للأنام ) ، « 3 » ( 4 ) و جامعه را چيزى جز عدالت اصلاح نخواهد كرد ( الرّعية لا يصلحها إلَّا العدل ) . « 4 » - يا كتابى و بابى مخصوص تكاثر و اتراف ، تا در بارهء اين دو پديده و احكام آنها از نظر شرعى و فقهى ، « استفراغ وسع » شود ، و « اجتهاد » صورت پذيرد ، و به شكل قاطع قرآنى - و از طريق حكمى نه اخلاقى - مردود شناخته شوند ، چه جامعه ( با مردمانى فراوان و طبايعى گوناگون و تمايلاتى متفاوت كه در آن وجود دارند ) ، تنها با حكم اخلاقى نمىتواند ساخته شود ؛ زيرا بسيار كسان در آن زندگى مىكنند - بويژه در ميان ثروتمندان مترف و مسرف - كه گوش به موعظه فرا نمىدهند و به كار اخلاقى توجّهى ندارند ؛ و به همين جهت خداوند متعال آهن را فرو فرستاد ، و در شريعت حدود و قصاص برقرار كرد ، و پيامبر اكرم « ص » فرمود : « لا يقيم النّاس إلَّا السّيف « 5 » ( 5 ) مردمان را چيزى جز شمشير به استقامت ( پذيرش حق و عدل و انصاف ) وانمىدارد » . آرى ،
هامش
« 1 » . فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) . « 2 » . فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) . « 3 » . فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) . « 4 » . فصل 46 و فصل 47 ، از باب 12 ( جلد ششم ) . « 5 » . « وسائل » 11 / 5 .