تكاليف دينى و وظايف خويش ( در مقامها و پستها ) چنان كه بايد عمل نمىكنند و تقيّدى ندارند ؛ و از سويى ديگر اين توده هاى مردمند كه - پيش از هر چيز و بيش از هر چيز - قضاياى حياتى و معيشتى را حس مىكنند ، و آثار نكبتبار تورّم و ستمهاى اقتصادى و فشار گرانى را با همهء وجود در مىيابند ، و استخوانهايشان در زير بار خردكنندهء گرانى اجناس و سختى زندگى خرد مىشود . . . و همهء مردم آمادگى ندارند تا به قرآن و حديث و تعاليم موجود در آنها مراجعه كنند ، و از اسلام واقعى و احكام آن در بارهء عدالت و قسط و نهى از ظلمهاى اقتصادى و معيشتى و طرد تفاوتهاى عظيم زندگى آگاه شوند ؛ پس در چنين مواردى ، در دام سست باورى يا ترك اخلاق و عمل گرفتار مىآيند ، بويژه جوانانى كه از مبانى دين آگاهيى درست و كافى ندارند ، و هنوز اصول اعتقادى در دلهاى ايشان رسوخى كه بايد بكند نكرده است ، و توانايى آن را ندارند كه اصل دين را از ادّعاها و بدفهميها و ارتجاعها و ناتوانيهاى اجرايى و سوء استفاده هاى مقامى و بازيگريهاى طاغوتان جديد و مستكبران اهل دنيا تميز دهند . . .
در چنين احوالى ، بر هر عالم كارشناس دين ، و واقف بر ابعاد اسلام ، و مطَّلع از دو منبع اصلى دين ( قرآن و حديث ) به صورت كامل ، و مخصوصا آنچه در تعاليم اهل بيت « ع » ، در بارهء تفسير قرآن و بيان اسلام آمده ، واجب است كه به پراكندن حقايق دين در ميان مردم بپردازد ، تا ديانت مردم مصون ماند ، و در بعد اعتقادى و عملى به سستى نگرايند ، و جوانان نيز از افتادن در دام مكتبهاى الحادى و مسلكهاى سقوط دهندهء شرقى و غربى و شبهه هاى باورسوز آنها در امان مانند ؛ و تا اينكه توده ها از اين امر آگاه شوند كه اسلام « دين زندگى » است ، « 1 » ( و همين دين است كه خدا و رسول « ص » مردم را به آن دعوت كردهاند تا همهء بشريّت زنده شود ) ؛ و تا مردم هر وضعى را كه مخالف با دستورهاى اصلى اسلام ببينند ، بدانند كه نتيجه اى است از سستى در
هامش
« 1 » . در « بيدار باشى مهم » ، سخنى در بارهء اهميت آگاهسازى مردم از « حقيقت دين » خواهد آمد ( ص 292 - 293 ) .