خاوران و باختران زمين ؛ بلكه حقيقتى كه نبايد از آن غفلت شود اين است كه ترك اجراى عدالت يا كوتاهى در آن ، در يك حاكميّت اسلامى ، سبب سست شدن اعتقادات گروهى از مردم ( مردمى كه از اصل دين اطلاعات چندانى ندارند ) مىشود ؛ يا به سهلانگارى در انجام دادن تكاليف منتهى مىگردد ، چرا ؟ چون مردم در يك حكومت دينى ( كه به نام اسلام و براى « پياده كردن » احكام آن تشكيل شده است ، و خونهايى عزيز و بسيار براى آن بر زمين ريخته ، و در راه اقامهء آن عمرهاى گرانبها و اموال فراوانى از افراد يك كشور به مصرف رسيده است ) ، انتظار ندارند بنگرند كه :
- به امور اساسى در زندگى اقتصادى اهتمام نمىورزند ؛ - از قانون قسطى كه قرآن همگان را به آن فرا خوانده است پيروى نمىكنند و تلاشى در عملى كردن آن مبذول نمىدارند ؛ - براى اقدامى تغييرى و حركتى ريشه دار كه از حد حرف تجاوز كند ، و مقصود از آن برانداختن گونه هاى مختلف ناكامى و ستمكشى معيشتى در ميان توده ها باشد ، با يك ديگر همكارى ندارند ؛ - دستهاى متكاثرانى كه روز به روز ثروتها در نزد ايشان انباشته مىشود ، و روزانه خون مردمان را مىمكند ، قطع نمىشود ؛ - كسى به مبارزهء با مستكبران و طرز معيشت ايشان ، حتى اگر نتيجهء آن رهايى و خوشبختى مستضعفان باشد ، بر نمىخيزد ؛ - و نفوذ ايشان در دستگاه هاى حكومت و قضاوت ، و در برنامه ريزى و قانونگذارى ، قطع نمىگردد ؛ و در صورتى كه اين سختيها و بدبختيها را نگريستند ، و با اين مصائب و مشكلات روبرو گشتند ، چنان گمان خواهند كرد كه اسلام ستمگرى را تأييد كرده و عدالت را مورد تأكيد قرار نداده است ، بلكه آن گونه كارها و عملكردها را نيك شمرده است ؛ و در اين صورت اعتقادات دينى آنان و عمل به احكام دين سست خواهد شد ، زيرا از سويى مىنگرند كه گروهى از مدّعيان ديندارى و ترويج دين نيز به
الحياة ( فارسي ) — صفحة 282
مساهمون: محمد رضا حكيمي
ص٢٨٢