ز - فقه سنّتى و تأكيد بر « اصل مساوات »
آنچه ما را به دعوت براى پذيرفتن « اصل مساوات » و تحقّق بخشيدن به آن در ميان مردم بيشتر تشجيع مىكند ، سخنان صريحى است كه از فقيهان پيشين ما ، در بارهء تأكيد بر اين اصل ( علاوه بر تأكيدهاى فراوان ديگر موجود در تعليمات اسلامى ) ، به ما رسيده است . قاضى عبد العزيز بن برّاج طرابلسى مىگويد :
« بر امام لازم است كه در ميان مسلمانان به صورت برابر تقسيم كند ، و كسى را به دليل مقامى كه دارد يا زهد يا علم ، بر ديگران ترجيح ننهد » . « 1 » و از اينجاست كه فقه قديم را به روح تعليمات اسلامى نزديكتر ، و با آنچه ائمّهء طاهرين « ع » تعليم دادهاند همخوانتر مىيابيم . و به همين جهت آن فقه گرايشهاى مردمى را بهتر پاسخ مىداده ، و براى برآوردن خواسته هاى توده ها آمادگى بيشترى داشته است . اين كيفيّت را نتيجه اى از چند واقعيّت بايد بدانيم :
نخست ، نزديكى دوران آن فقيهان به زمان معصومان « ع » ، و انس بيشتر با آن فضاها .
دوّم ، توجّه بيشتر آنان به ارزشهايى ضرورى براى عالمان دين ، مانند دنياگريزى و پارسايى و تعهّد باورى .
سوّم ، سادگى ساختمانها و سازمانها و مؤسّسات دينى در آن روزگاران ، و كمى هزينه هاى لازم براى اداره كردن آنها ؛ از اين رو نياز چندانى نداشتند كه به ثروتمندان كلان و ستمگران به محرومان و يتيمان و عاجزان متّكى شوند ، و در نتيجه ، از توده ها و دردها و نيازهاى ايشان دور و بى خبر بمانند .
ح - انقلابهاى خونين و تأكيد بر « اصل مساوات »
هامش
« 1 » . « المهذّب » 1 / 186 .