تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ايستاده‌اند ، حتّى غلام سهل بن حنيف انصارى نيز در آن ميان ديده مىشود . . . هر يكى مىآيد و سهمى مساوى با سهم ديگران - سه دينار - مىگيرد ؛ در آن لحظه مردمان را همچون دندانه هاى شانه با يك ديگر برابر مىبينى ، كه پاداش فضيلتهاى خويش را از خدا مىخواهند « 1 » ( نه از بيت المال ) . . . و هيچ مزيّت خواهى و امتيازدهيى ديده نمىشود ، نه شريف به دليل شرافت و اشرافيّت خود مورد احترام قرار مىگيرد ، و نه فرو دست براى گمنامى تحقير مىشود . . . همه به يك چشم ديده مىشوند ، ديدى كه براى انسانيّت ارزشهايى مىآفريند كه گذشت روزگاران از درخشش آنها نمىتواند كاست . و خورشيد كوفه بر اين پاره از زمين مىتابد ، جايى كه عدالت در آن صادقانه اجرا مىگردد ، و اشعّهء آن با اشعّهء خورشيد عدالت كلَّى درهم مىآميزد ، و درخشان و جاودان تا آن زمان بر جاى خواهد ماند كه زمين و هر چه در آن است به آفريدگار خويش باز گردد . راستى چه روز بزرگى بود ، و چه صبحگاه باشكوهى ! پس چرا تاريخ روزهايى مثل آن روز را تكرار نمىكند ، مگر نه آن است كه مىگويند تاريخ تكرار مىشود ، پس چرا چنان روزهايى ديگر باز نمىگردد ؟ چرا ؟ و از اين تربيت سازندهء علوى امورى استنباط مىشود كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم : 1 - براى كسى كه مكتب حق را - به هر گونه - ترويج و تقويت مىكند ، روا نيست كه بر اين كار خواستار مزدى مادّى ( و پستى اجرايى ) شود . در ميان مردم كسانى هستند كه موفّق مىشوند تا به « حركتى اصلاحى » يا « انقلابى موفّق » ، با مال و وقت و امكانات خود مدد رسانند ، ليكن آنان را نمىرسد كه چون آن حركت يا انقلاب به پيروزى رسيد ، خواستار مزاياى مادّى ( و پستهايى اجرايى و فرصتهايى پولساز ) شوند ،
هامش
« 1 » . چنان كه امام صادق « ع » تعبير فرموده است - حديث شمارهء « 24 » ، در همين فصل .