تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منتخب اللطائف ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
سرشكم بىتو رفته‌رفته دريا شد ، تماشا كن * بيا در كشتى چشمم نشين و سير دريا كن

ابراهيم قانونى

امير ابراهيم قانونى ، قانون خوب مىنواخت ، لهذا به قانونى مشهور شد و ابراهيم نام چند كس از سخنوران بوده‌اند ، از جمله اوست .
تا لعل تو دلفروز خواهد بودن * كارم همه آه و سوز خواهد بودن گفتى كه به خانهء تو آيم روزى * آن روز كدام روز خواهد بودن

ابلهى

عاشق‌پيشه بود . منه :
آتشى دوش ز غم در دلم افروخته بود * ديده‌گر آب نمىريخت دلم سوخته بود
مختلف فيه است .

احمد اطعمه

به‌طور بسحاق اطعمه سخن مىگفت . « 1 » منه :
اى برف مزن لاف كه در مشرب شربت * هيچ است وجودى كه تو را هست عدم باد

ابو طاهر شروانى

ابو طاهر شروانى بود . منه :
عجب آيد مرا ز مردم پير * كه چرا موى را خضاب كنند
*
عهد بستم كه از اين پس غم عالم نخورم * توبه كردم كه دگر باده خورم ، غم نخورم « 2 »

امير بيگ نطنزى

در همان عصر بود . « 3 » منه :
هامش
( 1 ) . دهخدا : شيرازى بوده و چنان‌كه در مقدّمهء ديوان بسحاق اطعمه آمده وى ديوانى داشته كه در ميان مردم متداول بوده است . تاريخ ادبيات صفا 4 / 245 : نظام الدّين احمد اطعمه اندكى بعد از بسحاق اطعمه در شيراز مىزيسته است . ( 2 ) . در روز روشن 12 ، اين بيت با تقديم و تأخير دو مصراع ، به نام آگهى خراسانى آمده است . ( 3 ) . دهخدا : خواجه امير بيگ فرزند امير ابراهيم بن زكرياى كججى نطنزى تبريزى ( مهردار ) از رجال عهد شاه طهماسب صفوى است . اصل وى از مهرانرود تبريز ، از اعقاب غياث الدّين تبريزى است . در دبيرى و رياضيات و نجوم دست داشته و شعر مىسرود .